جلسه ۱۲۷
11مشائیون میگویند که خداوند متعال یک لوحی دارد که یک صوری بر این لوح عارض میشوند، خدا در این صور نگاه میکند وقتی در این صور نگاه کرد آن اشیاء هم در خارج خلق میشوند.
و لکنَّهُ تَعالیٰ عِندَهم أیْ عندَ المشّاءِ لصورٍ علمیةٍ عوارضاً ـ الألفُ للإطلاقِ ـ فاعلٌ بِالرَّضا لِأنَّ العِلمَ بِذلکَ الفعل أعنَی الصورَ عینه.1
ولکن خداوند پیش مشائیون، نسبت به صور علمیه که عوارض هستند، فاعل بالرضا است چون علم به این فعل که صور باشد عبارت از عین علم است.
پس پروردگار متعال نسبت به این فعل فاعل بالرضا است ولکن نسبت به آن علم، فاعل بالعنایه است و چون پروردگار فاعل بالعنایه است و علم او بر این افعال سابق است و سابق بر عوارض ذات است، پروردگار نسبت به آن علوم فاعل بالعنایه میشود اما نسبت به خود افعال فاعل بالرضا میشود. درست شد؟
بنابراین اینها این دو نسبت را در اینجا رعایت کردهاند؛ در فاعل بالعنایه علم ما باید زائد بر ذات باشد و آن علم که زائد بر ذات است منشأ برای آن فعل است پس آن صوری که در ذات پروردگار است ـ این عبارت یک مقدار مغلق است ـ صوری که از عوارض بر ذات است و منشأ برای این فعل است، پروردگار متعال نسبت به آن صور فاعل بالعنایه میشود. چرا؟ چون علم او به آن صور باعث شده است که آن فعل در خارج نشأت پیدا کند ولی خود خداوند متعال نسبت به آن فعل چون آن فعل جدای از ذاتش نیست فاعل بالرضا میشود.
و عندَ الإشراقی لِکلٍّ أیْ لکلِّ فعلٍ مِنَ الموجوداتِ الخَارجیةِ إذْ الکلّ عندَه هذه أو لکلٍّ مِنها و مِنَ الصُورِ العِلمیةِ القَائمةِ بِذواتِها أعنَی المُثُلَ النوریةَ و کونُها عَوارضٌ حینئذٍ مشاکلةً لِقولِ خَصمِهِم أو تَسمیةً بِاسم لَازمها الانتزاعی أعنَی العلمَ المَصدری فَاعل بِالرِّضا. هذا مُتعلّقٌ بِالظرفینِ علی التَّنازُعِ.2
«پیش اشراقیون برای هرکدام از فعلی از موجودات خارجی زیرا همۀ موجودات خارجیه پیش او اینطور هستند یعنی پیش او عبارت از عین ذات هستند. یا برای هرکدام از موجودات خارجه که مادی هستند و هرکدام از صور علمیهای که قائم به ذات خودشان هستند که به آنها مُثل نوری میگویند»، اینها همه قائم به ذات خودشان هستند؛ تمام این افعال چه مادی و چه غیرمادی چه آنها که فقط صورت محض هستند و چه آنها که ماده نسبت به تمام اینها قائل به فاعل بالرضا هستند. حالا چرا شما به این مُثل و به این موجودات خارجی عوارض میگویید؟! «بهخاطر همشکل بودن قول خصمشان این حرف را بیان کردهاند یا بهخاطر اینکه آنها به صور علمیه عوارض میگویند، اینها اصلاً به خود وجود خارجی عوارض بر ذات میگویند» که اینها عارضاند، نهاینکه واقعاً اینها عوارض باشند و جدای بر ذات باشند بلکه اینها اصلاً خودشان عین ذات هستند. «یااینکه ما به اسم لازم انتزاعی تسمیه کردیم و به این افعال خارجی و به مُثل نوریه فاعل بالرضا گفتیم، چون ما از اینها یک علم مصدری انتزاع میکنیم و منتسب به پروردگار متعال میکنیم» و میگوییم که خداوند متعال عالم به وجودات خارجی است. اینکه میگوییم: به موجودات خارجی علم دارد یعنی یک ارتباطی بین پروردگار و موجودات خارجی هست که آن ارتباط را انتزاع کرده و اسمش را علم گذاشتهایم و چون در علم مفهوماً دو چیز میخواهیم؛ یک فاعل میخواهیم و یک مفعول؛ یک عالم میخواهیم و یک معلوم، از این نقطهنظر این علم جدای از ذات عالم هست و انتساب به ذات عالم داده میشود گرچه غیر از فاعل چیزی نیست و این بحث در بحث وجود ذهنی هم آمد که علم از نقطهنظر مفهومی کثرت دارد ولی از نقطهنظر مصداقی وحدت دارد. «[و كلمۀ «بالرضا» متعلّق است به «عندهم» و «عند الاشراقى» از باب تنازع]»
- . منظومه، ج 2، ص 413.
- . منظومه، ج 2، ص 413.

