جلسه ۱۲۷
12و عِندَهم لِصُّوَر ِعَوارضاً *** و عِند الإشراقی لِکلٍّ بِالرِّضا و مُتکلمٌّ بِداعٍ زِیدَ قَد *** قَالَ لِفِعل الله قَصداً قَد قصد1 یعنی این فاعل بالرضا پیش مشائیون عبارت است از آن صوری که آنها وجود خارجی و عارض بر ذات هستند و از نظر اشراقى نسبت به تمام موجودات فاعل بالرّضا است.
و متكلّمين قائلاند كه داعى در حضرتش زائد بر ذات بوده و افعالش تمام مستند به قصد است يعنى فاعل بالقصد مىباشد.
و مُتکلمٌ کَالمُعتزلي بِداعٍ ـ متعلقٌّ بِكلمةِ قالَ ـ زِيدَ قَد قَال لِفِعل الله حَيثُ إنَّه مُعللٌّ بِالأغراضِ الزَّائدةِ عَلى رأيه قَصدا قَد قصد أيْ هُو تَعالىٰ عِندَه فاعلٌ بِالقَصدِ.2
«ایشان میگویند که متکلم قائل شده است به داعیهای که آن داعی به فعل خدا زیاد شده است چون فعل خدا معلّل به اغراض زائده بر رأیش است»؛ خدا یک اغراضی را دنبال میکند، یک مصالحی را دنبال میکند که آنها زائد بر رأی خدا است. همانطور که ما هم همینطور هستیم؛ آن مصالح و مفاسد نفسالأمریه زائد بر رأی ما است و ما بهدنبال آن مصالح و مفاسد، فعلی یا ترکش را اختیار میکنیم. «این فاعل بالقصد را قصد کرده است».
أللهم صل علی محمد و آل محمد
- . منظومه، ج 2، ص 411.
- . منظومه، ج 2، ص 413.

