جلسه ۱۲۷
3دو قول دیگر در اینجا میماند که یکی قول مشائیون است یکی هم قول اشراقیون؛ آقایان مشائیون خداوند متعال را نسبت به افعال، فاعل بالعنایه میدانند؛ نسبت به آن علوم فاعل بالعنایه میدانند. چرا؟ چون مشائیون قائل هستند به اینکه علوم مُرتَسِمۀ در ذات، عوارض ذاتیهای هستند که عارض بر ذات هستند، نهاینکه خود ذات هستند بلکه عوارضی هستند که بر ذات عارض میشوند بنابراین وقتی که اینها بر ذات عارض شدند، خود علم ذات به این عوارض موجب میشود که کشف تفصیلی در خارج تحقق پیدا کند و عین در خارج پیدا شود. همانطوریکه عرض شد وقتی انسان از یک شاهقی نظر بکند، آن صرف اطلاع بر آن معلوم، خودش منشأ برای آن فعل خارج است لذا میگویند که نگاه نکنید، پس خودش منشأ میشود.
پس این علوم همه عوارض بر ذات هستند که نفس عنایت ذات به این علوم موجب تحقق این علوم در خارج است پس این علوم بر فعل مقدّماند و تقدّم طبعی بر فعل دارند و منشأ برای این افعال هستند. منتها در افعال قائل به فاعل بالرضا هستند؛ یعنی دو قول قائل هستند؛ یک قول انتساب حق متعال به علوم مرتسمه، یک قول هم انتساب پروردگار به افعال و اعیان خارجی.
اینها علوم را عوارض بر ذات میدانند و در مورد افعال که این افعال همه ظهورات پروردگار هستند، اینها را فاعل بالرضا میدانند یعنی پروردگار متعال در عین نظر به ذات، کشف تفصیلی هم نسبت به معلومات خارجی دارد. آنوقت در اینجا دیگر معنا ندارد که بگوییم: این اعیان خارجی عوارض بر ذات هستند. اگر عوارض هستند از کجا آمدهاند؟! چطور عارض شدهاند؟! مگر غیر از ذات چیز دیگری هم داریم که این اعیان خارجی بر آن عارض بشوند؟! بنده الآن لباس پوشیدم لباس جزء ذات من نیست؛ لباس را میپوشم یا لباس را از تن خودم بیرون میآورم. درست شد؟! این عارض بر ذات ما میشود ولی صحبت در این است که این اعیان خارجی عوارض نیستند که یک وقت خدا اینها را خلق کند بعد دوباره اینها را ازبین ببرد و از یک جای دیگر بیاورد بلکه اینها همه تراوشات ذات باری هستند، نهاینکه عارض بر ذات باری باشند مثل لباسی که ما میپوشیم.

