اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

45. غرر في أن اللائق بجنانه أي أقسام الفاعل

جلسه ۱۲۷

6
  • و لکنْ إنْ یَقرُنَ العالم أو عِلمه أو فعله بِداعٍ زِیدَ معَ أنْ یَکونَ الفاعلُ العالمُ السَّابقُ العلمِ المُقارنُ لِلدَّاعی الزَّائدِ مُصاحبُ إرادةٍ و دُونَها أیْ و إنْ لَمْ یکنْ فِعلُ الفاعلِ العالمِ بِإرادتِهِ الجبرُ وَقَعَ أیْ فاعلٌ بِالجَبرِ بِلا اقترانِ العلمِ بِالدَّاعی أیْ معَ الدَّاعی.1

  • «اگر عالم یا علمش یا فعلش مقرون بشود به داعیه‌ای که آن داعی زیاد است» یعنی می‌گوید که اگر این قصد با یک داعی زائد مقرون بشود، «بااینکه فاعلی که عالم است و علمش سابق است و بر علمش سبقت دارد، آن فاعل مقارن با یک داعی زائد است که آن داعی، زائد بر خود آن فعل است. حالا این داعی زائد همراه با اراده پیدا می‌شود»؛ فاعلی که دارد قصد می‌کند ـ فاعل بالقصد ـ همراه با اراده‌ای که می‌خواهد بکند آن داعی را هم همیشه درنظر می‌آورد. این را فاعل بالقصد می‌گویند. «حالا اگر دون مصاحب اراده بود یعنی اراده در فعلش نبود، اگر فعل فاعل عالم به اراده‌اش نبود، این فاعل بالجبر است؛ فاعل بالجبر مقترن علم به داعی نیست» یعنی با داعی نیست چون فاعل بالجبر فعل را برای داعی انجام نمی‌دهد بلکه مجبورش می‌کنند. آن فاعل بالقصد است که فعل را برای داعی انجام می‌دهد پس اقتران فعل به داعی مربوط به فاعل بالقصد است اما در فاعل بالجبر اراده نیست و داعی هم برای آن فعل نیست.

  • فإنْ قَد زِیدَ عَلی ذاتِه عِلمُه السَّابِقُ بِفعلِهِ تَفصیلاً حالَ کونِه فِعلیاً مَنشأ لِوجودِ المَعلومِ فَالفَاعلُ عِنایة قمن و حقیق.2

  • «حالا اگر علم سابق او به فعلش تفصیلاً، بر ذاتش یعنی بر ذات فاعل زیاد شود درحالی‌که فعلی باشد یعنی فعلاً وجود خارج داشته باشد و آن علم فعلی باشد و آن علم برای وجود معلوم منشأ باشد» یعنی اضافه بر علم به ذات، علم به فعل هم وجود دارد و آن علم به فعل منشأ برای وجود معلوم است مثل کسی که از بالا به پایین نگاه می‌کند، مشخص است که این علم به این فعل زائد بر ذات است و همین علم منشأ می‌شود که سقوط پیدا کند. «این را فاعل بالعنایه می‌گویند؛ سزاوار است که فاعل بالعنایه بگویند».

    1. منظومه، ج 2، ص 409.
    2. منظومه، ج 2، ص 409.