جلسه ۱۲۷
7و إنْ یَکنْ عِلمُه السَّابقُ بِالفِعلِ التَّفصیلیِّ الفعلیِّ عیناً لِذاتِ الفَاعلِ فَسِم تَجلِّیاً أیْ الفَاعلُ فَاعلٌ بِالتَّجلّی فی عِلمِهِ ـ مِنْ إضافةِ المصدرِ إلی المفعولِ ـ أیْ فی العِلمِ بِذاتِهِ العلمُ بِفعلٍ أیْ بِفعلِه طویاً أیْ عِلمُهُ السَّابقُ التَّفصیلیِّ بِفِعلِه مُنطَوٍ فی عِلمِهِ بِذاتِهِ انْطواءَ العقولِ التَّفصیلیةِ فی العَقلِ البَسیطِ الإجمالیِّ. و هذا هو العِلمُ الإجمالیِّ فی عینِ الکشفِ التَّفصیلی لا کما فی الفاعلِ بِالرِّضا لِأنَّ العِلمَ السَّابقَ بِالفعلِ لَمْ یکنْ تَفصیلیاً بَلْ العِلمُ بِالذَّاتِ عِلمٌ إجمالیٌ بِالفعلِ سابقٌ عَلیه.1
«اگر علم سابقش به فعل تفصیلی فعلی» [یعنی] قبلاً علم دارد که چنین فعلی از او سر خواهد زد، این علم سابقش «عین ذات فاعل است، به این فاعل بالتجلی بگو» چون در فاعل بالتجلی تمام اشیاء خارجی ظهوراتی هستند که از ذات فاعل تجلی پیدا کردند در عین علم فعلی فاعل به این اشیاء، «این اضافۀ مصدر به مفعول است». «در علم ذات به ذات خودش، علم به فعلش گنجانده شده است»؛ وقتی که ذات عالم به خودش است، این علم ذات به خودش، علم به افعالش هم هست. «یعنی علم سابق تفصیلی به فعل ذات، منطوی و داخل در علم ذات به ذات خودش است همانطوریکه عقول تفصیلیۀ افراد و عقول مجرده، تمام اینها در آن عقل مجرد و بسیط و کلی منطوی هستند اینهم همینطور است. این را علم اجمالی به افعال در عین کشف تفصیلی میگویند»؛ علم به ذات در عین کشف تفصیلی، علم به افعال را هم دربر گرفته است. «در فاعل بالرضا علم اجمالی نبود چون علم سابق به فعل، علم تفصیلی نبود بلکه علم به ذات، علم اجمالیِ سابقِ بر این فعل بود».
در مرحلۀ رضا، فاعل بالرضا در آنجا، علم ذات به خودش سابق بر فعل است بهعنوان اجمال ولی در فاعل بالتجلی اجمال دیگر معنا ندارد چون آن ظهورات تجلی پیدا کرده است. یعنی این را در دو مرتبه میگویند؛ در مقام احدیت میگویند که خداوند متعال فاعل بالرضا است و در مرتبۀ واحدیت میگویند که فاعل بالتجلی است. در مرتبۀ هوهویت و در مقام احدیت ـ در آنجا که خداوند متعال «لا اسم و لا رسم» است ـ دیگر خبری از اعیان خارجی نیست بلکه آن وجودِ واحد است که هیچگونه تعینی ندارد؛ در آنجا در عین اینکه تعیّن ندارد ولی وجودات که از بین نرفتهاند بلکه سر جایشان هستند منتها این وجودات که سر جایشان هستند در مرتبۀ نازل هستند ولی در مرتبۀ هوهویت هیچ خبری از اینها نیست فقط یک ذات است و بس. این را فاعل بالرضا میگویند که علم ذات به خودش اجمالاً علم به افعال و ظهوراتش دارد.
- . منظومه، ج 2، ص 409 و 410.

