اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

45. غرر في أن اللائق بجنانه أي أقسام الفاعل

جلسه ۱۲۷

8
  • حالا پایین می‌آید و می‌خواهد در مرتبۀ واحدیت تجلی و ظهور پیدا کند. در مرتبۀ واحدیت آیا ذات عالم به خودش هست یا نه؟! می‌گوییم که بله عالم به خودش هست. این علم ذات به خودش بر علم ذات به افعال در عین کشف تفصیلی سابق است یعنی وقتی که ذات به وجود خودش عالم است، به اطوار خودش عالم است، به قدرتی که دارد، به قوّتی که دارد، به تمام اینها احاطه پیدا می‌کند، تمام اشیاء خارجی را هم در مقابل خودش مشاهده می‌کند و تمام وجودات را در مقابل خودش می‌بیند؛ این وجودات همه گواه و ظهورات مقام ذات هستند که تجلی پیدا کرده است پس این دو مرحله نباید باهم خلط شود.

  • و أمّا العلمُ التَّفصیلیُّ بِالفعلِ فَعینُ الفِعلِ و لا کَما فی الفَاعلِ بِالعِنایةِ بِالمَعنی الأخصّ لِأنَّ العِلمَ التَّفصیلی بِالفعلِ و إنْ کانَ سَابقاً عَلیه هُناک إلاّ أنَّه زَائِدٌ عَلی الذَّاتِ.1

  • این علم تفصیلی به فعل، عین فعل است (در فاعل بالتجلی این‌طور می‌گوییم) اما در فاعل بالعنایه بالمعنی‌الأخص این‌طور نیست چون علم تفصیلی به فعل گرچه در فاعل بالعنایه سابق است ولی در فاعل بالمعنی الأخص زائد بر ذات است.

  • وقتی شما به یک شی‌ء نگاه می‌کنید، بعد خود این اطلاع موجب وجود آن می‌شود، این زائد بر ذات است ولی در فاعل بالتجلی عین ذات است.

  • إرادةٌ طبعٌ إذا ما ـ زَائدةٌ ـ سُخِّرا ـ مَبنیٌّ لِلمفعولِ ـ لِلغیرِ فَالفاعلُ تَسخیراً یَریٰ. فَالطبیعةُ المُسخَّرةُ تَحتَ النَّفسِ مَعَ کونِها فَاعلاً بِالطَّبعِ لِلجَذبِ و الدَّفعِ و الإحالةِ و نَحوِها. 2

  • ایشان در اینجا می‌خواهد دو فاعل را بیان کند؛ فاعلٌ بِالإرادةِ و فاعلٌ بِالتَّسخیر؛ «وقتی که اراده یا طبع ـ «ما» زائد است ـ فعل «سخّر» را مجهول بخوان مسخّر شود، این فاعل را فاعل بالتسخیر می‌گویند. طبیعتی که تحت نفس مسخّر است»، قوایی که در ما هست؛ غضب، شهوت، هاضمه و امثال‌ذلک، اینهایی که مسخّر تحت نفس هستند «علاوه بر اینکه [بالطبع] فاعل هستند و مواد و غذا را جذب و دفع می‌کنند و از حالتی به حالتی دیگر [درمی‌آورند]».

    1. منظومه، ج 2، ص 410.
    2. همان.