جلسه ۱۲۸
توضیحات:
46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية
جلسه ۱۲۸
14و بِالقَصدِ کالْمَشی فُعِل ـ الکافُ هُنا و فیما بعدُ اسمیةٌ ـ لِعلمٍ حادثٍ لِلنَّفسِ مَعَ ما عَلیها أی علی النفسِ زیدَ مِن بَواعِثٍ و أغراضٍ.
و فاعل بالقصد مثل این است که مشی و حرکت انجام بگیرد ـ «کاف» در اینجا و مابعدش اسمیه است (یعنی مثل مشی) ـ برای علمی که برای نفس حادث میشود، با آن بواعث و اغراضی که بر نفس زائد میشود.
و بِالطبعِ کالصِّحةِ فُعِل. فالنَّفسُ فی مَرتَبةِ القوَی الطبیعیةِ فاعلٌ بِالطبع لِکونِها مُتَّصِفَةً بِصفاتِها أیضاً کَما بِصِفاتِ الرُّوحانیین فی مرتبةِ أعلیٰ فَیَصدُرُ أفعالِ الجَذبِ و الإمساکِ و الهَضمِ و غیرِها عَنها عَلی مَجریٰ الطَّبیعی. و بِالقَسْر العِللُ فُعِلَت. فَإفَادةُ الحَرارةِ الغَریبةِ الحُمّائِیة مثلاً فِعلُ النَّفسِ فی مَقامٍ نَازلٍ کإفادةِ الحرارةِ الغریزیةِ فیه کَما أنَّ الحرکةَ الصعودیةَ مِنَ الطبیعةِ المَقسورةِ و النزولیةِ مِنَ الطبیعةِ المُخلّاة. و بِالجَبرِ مِن نفسٍ خَیِّرَةٍ شرٌ کَلَطمَةِ الیَتیم.1
«فاعل بالطبع مثل اینکه صحت انجام میگیرد» یا «فَعَل» بخوانیم: نفس صحت انجام میدهد. «نفس در مرتبۀ قوای طبیعیه، فاعل بالطبع است و عمل صحت مزاج را انجام میدهد چون نفس متصف به صفات این قوای طبیعت است که امتزاج و اعتدال و امثالذلک باشد همانطوریکه به صفات روحانیون در مرتبۀ أعلیٰ متصف است». دو طرف دارد؛ یک طرف روحانی و یک طرف جسمانی؛ در طرف جسمانی کارهای بدن را انجام میدهد و در طرف روحانی هم مسائل مجرد و امثالذلک.
«افعال جذب و امساک و هضم و غیره از نفس بر مجرای طبیعی صادر میشود. نفس فاعل بالقسر است که علل انجام میدهند. اینکه الآن مثلاً حرارت غریبۀ حُمّائیه از نفس سر میزد، فعل نفس در مقام نازل است مانند افادۀ حرارت غریزیه در نفس». حرارت غریزیه فاعل بالطبع است ولی حرارت حمّائیه فاعل بالقسر است چون نفس تحت یک عوامل خارجی واقع شده است لذا موجب حرارت حمّائیه میشود، یعنی خودش نمیخواهد ولی میکروب که در تن رفته است نفس را مجبور کرده است که حرارت حمّائیه از آن بهوجود بیاید.
- . منظومه، ج 2، ص 417.

