اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية

جلسه ۱۲۸

توضیحات:

46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۸

7
  • حالا راجع به این مسئله صحبت شده است و بوعلی هم در شفاء راجع ‌به این قضیه صحبت کرده است و امروزی‌ها هم نظریاتی دارند. ما به این صورت کار نداریم بالأخره این دستگاه چشم این رنگ‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کند بعد به مغز منتقل می‌کند حالا اگر من‌باب‌مثال در این سلول‌ها اختلافی پیدا شد، تلویزیون سیاه و سفید شد اصلاً چشم و قوۀ عاقلۀ ما قرمزی را احساس نمی‌کند؛ هرچه شما به شخص می‌گویید که این رنگش قرمز است، می‌گوید که من سیاه می‌بینم، اصلاً قرمزی یعنی چه؟! شما قرمزی به چه می‌گویید؟!

  • من‌باب‌مثال می‌گویند که زنبورها از نظر [بینایی] خاصیت عجیبی دارند، الآن کشف کرده‌اند که زنبورها رنگ‌هایی را تشخیص می‌دهند که اصلاً برای ما قابل تشخیص نیستند همان‌طور که ممکن است صداهایی را بعضی از حیوانات ادراک کنند و بشنوند که برای ما [قابل شنیدن نیستند] یعنی فرکانس آن صدا به‌نحوی است که آلات سامعۀ ما از پردۀ صماخ و استخوان و امثال‌ذلک نمی‌تواند آن صداها را بگیرد؛ آن عصب شنوایی نمی‌تواند آن صداها را بگیرد. شما برای اینکه آن صداها را بگیرید به یک دستگاه مبدل نیاز دارید تا این امواج بیایند و اینها را تبدیل کنند تااینکه گوش ما بتواند آنها را ادراک کند. حیوانات صداهایی را می‌شنوند که آن صداها برای ما قابل‌درک نیست، چرا؟ چون خصوصیت دستگاه شنوایی آنها و تارهای آنها تفاوت پیدا می‌کند.

  • همین‌طور به‌طورکلی قوۀ عاقله نمی‌تواند در انسان کلیاتی را ادراک کند که جزئی‌اش از راه حواس ظاهر در محسوسات به او نرسیده‌ باشد، وقتی جزئی‌اش نرسد او هم نمی‌تواند کلی را استخراج کند، درست شد؟! بنابراین قوۀ عاقله همیشه کلیات را می‌فهمد. حالا صحبت در این است نفس که می‌خواهد علم به این قوۀ واهمه پیدا کند آیا این قوۀ واهمۀ نفس جزئی است یا کلی است؟ جزئی است چون کلی را که نمی‌تواند استعمال کند، نفس است که این قوۀ واهمه را استخدام می‌کند و به‌واسطۀ قوۀ واهمه و به‌واسطۀ قوۀ متخیّله صورت‌سازی می‌کند، آن‌وقت چگونه ممکن است که خود این نفس که قوۀ واهمۀ جزئی را [در خود ندارد]، صورت کلی‌اش در عقل باشد. اگر صورت کلی‌اش در عقل است پس باید یک صورت جزئی هم در خود قوۀ واهمه داشته باشد، فرض ما این است که نفس می‌خواهد به قوۀ واهمۀ خودش اطلاع پیدا کند؛ قوۀ واهمۀ خودش جزئی است آن‌وقت چگونه ممکن است یک امر کلی را در استخدام خودش بگیرد درحالی‌که صوری که در عقل هستند اصلاً جنس این صور جنس کلی است و نمی‌شود جزئی باشد، درست شد؟!

/ 0