جلسه ۱۲۸
2أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
غررٌ فی أنَّ جَمیعَ أصنافِ الفاعلِ الثمانیةٌ مُتحققةٌ فی النَّفسِ الإنسانیةِ:
و بِالرَّضا أو بِالتَّجلی إذ فَطَر *** یَستَعمِلُ النَّفسُ القُویٰ تنشـی الصُّوَر و بِتَوَهُّمِ لِسِقطَةِ عَلی *** جذع عنایة سقوطٍ فعلا بِالقَصد کَالمَشـی لِعلمٍ حادِثِ *** مَع مَا عَلیها زِیدِ مِن بَواعِثِ بِالطَّبعِ کَالصِّحةِ بِالقَسـرِ العلل *** بِالجَبر مِن خَیِّرَة ٍشَرٌّ حَصَلٰٰ و النَّفسُ مَع علوها لِما دَنَت *** بِأمرِها کُلُّ القُویٰ قَد سُخِّرَت1 مرحوم حاجی در اینجا میفرمایند که تمام این فواعل ثمانیه که ما برای انواع و اقسام فاعل شمردیم در نفس تحقق پیدا میکنند. بعضی از این اقسام در وجود باری تحقق پیدا میکنند مانند فاعل بالرضا و فاعل بالتجلی یا بالعنایه بالمعنی الأعم و بعضیها در غیر خداوند متعال و سایر موجودات تحقق پیدا میکنند مثل فاعل بالتسخیر، فاعل بالجبر و در انسان فاعل بالقصد.
بعد میفرمایند: میتوانیم بگوییم که تمام اقسام فاعل در انسان وجود دارد اما فاعل بالرضا مربوط به صوری میشود که نفس، آن صور را انشاء میکند، علم نفس به ذات خود عبارت است از همان علم نفس به صوری که او را انشاء میکند، نه یک علم زائد. وقتی که نفس به ذات خود عالم است، نفسِ این علم نفس به ذات اجمالاً انشاء آن صور را میکند، این را فاعل بالرضا میگویند بهجهت اینکه این صور در غیر از نفس تحقق پیدا نمیکنند و همان عنایت نفس به ذات خودش است که اجمالاً این صور هم در همان ذات منطوی هستند. این به فاعل بالرضا دربارۀ صور مربوط میشود.
و اما فاعل بالرضا دربارۀ قوایی که دارد؛ نفس نسبت به قوایی که دارد چه حالتی دارد؟ نفس نسبت به قوایی که دارد؛ قوۀ واهمه، قوۀ متخیّله، قوۀ حافظه و قوۀ عاقله در مرتبۀ أعلیٰ نفس ـ که همۀ اینها را تقسیم کردهاند ـ نفس نسبت به این قوا چطور است؟ لا شکّ و لا شبهه که این قوا معالیل نفس هستند، معلول نفس هستند، حالا آیا علم نفس به این قوا، علم حصولی است؟ یعنی نفس نسبت به قوای خودش علم حصولی دارد یااینکه علم نفس به این قوا علم حضوری است؟ یعنی همان صرف علم نفس به ذات خودش، علم نفس به قوا است؛ قوایی که دارد حضوراً در مقابل خودش است در مقام اجمال، همانطور که در فاعل بالرضا همینطور است.
- . منظومه، ج 2، ص 414

