اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۲۸

0
منظومه
منظومه

46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية

جلسه ۱۲۸

4
  • و اما اینکه این صور در قوۀ عاقله نیستند به‌جهت اینکه قوۀ عاقله همیشه ادراک کلیات می‌کند چون اصلاً خصوصیت قوۀ عاقله این است که صور جزئی را که قوای جزئیۀ نفس آن صور را می‌گیرند به عاقله می‌دهد و عاقله یک صورت کلی از آنها برداشت می‌کند که آن صورت را مجرد از جزئیت می‌کند، وقتی که از جزئیت مجرد کرد دیگر قابل صدق بر کثیرین می‌شود و دیگر آن صورت «صورت کلیه» می‌شود.

  • قوۀ عاقلۀ مختص ادراک کلیات

  • قوۀ عاقلۀ انسان همیشه ادراک کلیات می‌کند، نه ادراک جزئیات مثلاً شما تا وقتی که صورت زید را در ذهن دارید آن صورت زید هنوز به عاقله منتقل نشده است اما می‌گویید که زید محبت دارد، اینکه می‌گویید: «زید محبت دارد»، محبت یک امر کلی است یا جزئی؟! کلی می‌شود. آن قوۀ عاقله است که محبت به‌عنوان کلی در آن وجود دارد بعد آن محبت را به زید در واهمه یا متخیّله می‌چسباند. من‌باب‌مثال می‌گویید که زید علم دارد، شما علم را از کجا پیدا کرده‌اید؟! شما می‌بینید که زید صحبت می‌کند، به صحبت کردن که علم نمی‌گویند، خود قوۀ عاقله از این صحبت کردن یک علم کلی استفاده می‌کند، آن علم کلی را به این صورت جزئیه می‌چسباند، درست شد؟!

  • پس آنچه را که ما از جزئیات اشیاء ادراک می‌کنیم، آن جزئیات اشیاء به عقل کاری ندارد بلکه در قوۀ متوهمه هست در حافظه هست در متخیّله هست، اینها صور جزئیه هستند بعد عقل از این صور جزئیه یکی‌یکی یک برداشت کلی می‌کند. متخیّله زید را در وجود خودش می‌آورد، عمرو را هم در وجود خودش می‌آورد، بکر را هم در وجود خودش می‌آورد، بعد عقل نگاه می‌کند که زید و بکر و عمرو در یک خصوصیاتی با همدیگر مشترک هستند و در یک خصوصیاتی با همدیگر افتراق دارند. اسم آن مشترک را «نوع» می‌گذارد، اسم آن اختلافات را «تعیّنات شخصیه» می‌گذارد بعد خود تعیّنات شخصیه را هم در خودش می‌برد و کلی می‌کند و می‌گوید: «هر کسی که دارای این مقدار ابرو بود»؛ این مقدار ابرو کلی می‌شود، «هر کسی که دارای این رنگ بود» کلی می‌شود، «هر کسی که دارای این چهره بود» کلی می‌شود.