اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية

جلسه ۱۲۹

9
  • ایشان می‌فرمایند که به‌طورکلی قَسر که یک مانعی در سر راه رسیدن فاعل به نتیجه است نمی‌تواند دائمی باشد و همین‌طور اکثری هم نمی‌تواند باشد یعنی بیشتر باشد ـ حالا بحثش بعداً می‌آید ـ پس وقتی‌ که این دو شی‌ء منتفی شد یعنی نه دائمی شد و نه اکثری، بنابراین منافات ندارد که در نظام احسن یک شی‌ء در بعضی از موارد با آن غایتی که از نظر مردم و ما مورد نظر هست، به آن غایتش نرسد ولی به‌طورکلی اکثریت و آن شیئی که کل عالم دارند براساس آن حرکت و گردش می‌کنند، آنها همه به غایات و به نتایج خودشان خواهند رسید.

  • تلمیذ: اینها قضایایی عقلی است و این علل چهارگانه در جزءجزء باید باشد؛ اگر در یک جا نباشد، باید کلاً نباشد.

  • استاد: البته عرض کردم که ایشان در بحثِ بعد این مسئله را بیشتر توضیح می‌دهند و در بحث دفع شکوک از غایت این اشکال مطرح است که چرا ما در بعضی از جاها نمی‌بینیم که آن شیء وجود پیدا کرده است؟ جوابی که داده‌ شده این است که آن فاعل در فعل خودش غایت را درنظر گرفته ‌است، حالا آیا وجود خارجی بر این بار می‌شود یا نمی‌شود آن یک مسئلۀ دیگر است. آنچه که ما می‌خواهیم یک ماده است و یک صورت و یک فاعل و همین‌طور یک هدفی که به‌خاطر آن هدف این فعل انجام گرفته است والاّ آن چهار علت محقق است. مثلاً وقتی‌ که بنّا خشت روی خشت می‌گذارد هدفش ساختن بِنا است حالا بِنا را برای سکونت ساخت ولی زلزله آمد و فوری خراب کرد. این چهار علت تمام است.

  • البته این جوابی که داده‌اند یک ‌مقدار ناقص است و تمام نیست و ما باید به‌دنبال مسئلۀ دیگری بگردیم و در آنجا مطرح می‌کنیم که خلاصه اصلاً باید معنا کنیم که غایت به چه می‌گویند؟ آیا ادراکی که تابه‌حال از غایت شده است صحیح است؟ یا غایت به یک معنای دیگری است که اگر ما غایت را به آن معنا گرفتیم دیگر این اشکالات به‌هیچ‌وجه وارد نمی‌شود. آن یک بحث دیگر است.