اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۱

10
  • ایشان می‌خواهند از این قضیه جواب دهند که دیگران هم صحبت کرده‌اند و بحث هم شده است و مرحوم آقای مطهری هم در کتاب‌هایشان بحث از غایت و امثال‌ذلک آورده‌اند، در عدل الهی هست1 بنده دیدم که راجع به این قضیه بحث شده است و در کتاب‌های دیگرشان هم هست.

  • تلمیذ: در شرح مختصر منظومه هم هست.

  • استاد: بله.

  • درهرصورت در مقالۀ نهم روش رئالیسم هم این بحث هست. در آنجا به‌اصطلاح یک تفاوتی هست. فعلاً فقط همین بحث ظاهری این غایت را می‌خوانیم تااینکه به آن بحث دیگرش برسیم.

  • مسئله‌ای که در اینجا هست این است که ایشان در اینجا می‌فرمایند که غایت به‌حسب اشتراک لفظی به دو معنا اطلاق می‌شود؛ یکی به معنای هدف و یکی هم به‌ معنای نتیجۀ عمل. در بعضی از اوقات آن دوتا غایت با همدیگر مشترک می‌شوند و غایت قوۀ شوقیه با غایت قوایی که فاعلیۀ منبعث از ذات هستند یکی می‌شود، در بعضی از اوقات با همدیگر فرق می‌کنند و اگر آن فعل به غایتش برسد به آن فعل صحیح می‌گویند اگر به غایتش نرسد به آن فعل باطل می‌گویند که باز در همین‌جا مسئله است که وقتی فعل به غایت نرسد چرا به آن باطل می‌گویند؟! بنابراین جزءالعله انجام نگرفته‌ است درحالی‌که شما برای فعلتان علل اربعه را واجب شمرده‌اید و بعد تفاوتی که بین فعل‌ها و فاعل‌ها هست که اینها بحث‌هایی است که بعداً باید بیاید.

  • تلمیذ: این تعبیری که گفتید: «جزءالعله»، غالباً در آنجایی است که علت تامه بیاید ولی در اینجا که منظور علت مُعدّی است بحث نمی‌کنیم.

  • استاد: ببینید ما یک علت تامه می‌خواهیم که این علت تامۀ ما در مادیات از چهار جزء تشکیل می‌شود. عرض کردیم که دوتا علت، داخلی هستند و دوتا علت هم خارجی؛ داخلی ماده و صورت هستند و خارجی هم فاعلی و تمامی که غایت باشد. در افعال غیرمادی ما فقط دو علت می‌خواهیم؛ یکی علت فاعلی و یکی هم علت تمامی چون در آنجا ماده و صورت نیست بلکه فقط صورت محض است لذا ماده از قضیه حذف می‌شود و فقط عنایت فاعل ایجاد صورت می‌کند با علت تمامی؛ یعنی حتی از خلقت جبرئیل و امثال‌ذلک هم یک اهدافی طبعاً درنظر گرفته‌ شده است، اگر درنظر گرفته نمی‌شد پس چرا کار او را دیگری نمی‌تواند انجام دهد؟ چرا استعدادات او را دیگری ندارد؟ و استعدادات دیگری را او ندارد؟ بنابراین معلوم است یک غایاتی از خلقت اینها درنظر گرفته‌ شده است که این را علت تمامی می‌گوییم.

    1. عدل الهی، ص 21.