اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۱

11
  • بدون علتِ تمامی، فعل در خارج تحقّق پیدا نمی‌کند چه در مجردات و چه مادیات. حالا می‌خواهیم در این صحبت کنیم که این فعلی که الآن در خارج تحقّق پیدا می‌کند، چرا به آن می‌گویند که به غایتش نرسیده است؟ اگر نرسیده است پس فعل باطل است. فعل باطل است یعنی فعلی وجود ندارد، درحالی‌که می‌بینیم فعل در خارج وجود دارد. به غایت نرسیده است درست [است]، اگر به غایت نرسیده است پس جزءالعلتش ناتمام است، جزءالعله که ناتمام بود اصلاً این نباید تحقّق پیدا کند به‌خاطر اینکه از سه چیز تشکیل ‌شده است: «ماده، صورت، علت فاعلی»، علت تمامی‌اش چیست؟ علت تمامی ندارد.

  • پس یا شما باید غایت را جزء علل اربعه به‌حساب نیاورید و بگویید که جزء مُعدّات است؛ اگر مُعدّات باشد اشکال ندارد، علل و امور خارجی از آن تحقّق فعل، شرایط، مقارنات، شروط و شطری که اینها مسائل و مقدمات آن خارج و قرائن جوانبی را به‌وجود می‌آورند، شما می‌توانید اینها را به‌حساب بیاورید که بعضی‌ها را دارد بعضی‌ها را ندارد، کم دارد یا زیاد دارد اما اینکه شما شیئی را قائم به چهار علت بدانید و از مجموع این چهارتا تحقّق آن شی‌ء را به‌حساب بیاورید، چگونه ممکن است با فقدان یکی تحقّق پیدا کند؟

  • غُررٌ فی دَفْعِ شکوکٍ عَنِ الغایةِ:

  • فإنَّ العَبَثَ و الجَزافَ و الطَبائِعَ و الاِتفاقات یُظَنُّ أنَّها بِلا غایاتٍ. فَقُلْنا یَلِیقُ أنْ نَذُبَّ أیْ نَدفَعَ عَن أمرِ العَبَثِ إذْ دونَ غایةٍ یُظَنُّ إنْ حَدَث. ثُمَّ شَرَعنا فی تَمهیدِ مقدماتٍ أوّلاً و دَفعِ الشَّک ثَانیاً بِقولِنا. فَغایةٌ فیما إلیهِ الحَرَکة و ما لِأجلِهِ الحَرَکة غَدَت مُشتَرِکة. فَتُستَعمِلُ بِالمَعنیین. فَفاعلُ کلَّ حَرکةٍ و مَبدَؤُها کَأنَّهُ تَنحَلُّ بِفَواعلِ و مبادی قَریب و أقرب و بَعید. وَ لِکُلِّ مِنها حَیثُ تَحَقَّقَ غَایةٌ.1

  • «این‌طور تصور می‌شود که [عبث و جزاف و طبايع و اتّفاقيّات] غایاتی ندارند، سزاوار است که ما از امر عبث شبهات را دفع کنیم زیرا بدون غایت گمان می‌شود که امرِ عبث پیدا می‌شود. «[و براى اين منظور ابتداء به بيان مقدّماتى پرداخته و پس از آن شك و گمان‌ مذكور را دفع نموده‌ايم]». «هم به غایت به اشتراک لفظی ما إلیه الحرکة می‌گویند و هم ما لأجله الحرکة؟» یعنی هم به آن موقعیتی می‌گویند که این حرکت به آن موقعیت برسد و هم به آن هدفی می‌گویند که به‌خاطر آن هدف این غایت انجام می‌شود بنابراین «غایت به دو معنا به اشتراک لفظی می‌آید»؛ یکی به هدف مادی و یکی هم به هدف معنوی.

    1. منظومه، ج 2، ص 423.