اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۱

12
  • «فاعل و مبدأ هر حرکتی کَأنَّ به فاعل‌ها و به یک مبادی منحل و تقطیع می‌شود؛ مبدأ قریب، اقرب، بعید، ابعد. برای هرکدام از این فواعل و مبادی قریب اگر تحقّق پیدا کند، غایتی وجود دارد.»

  • وقتی شیئی می‌خواهد در خارج تحقّق پیدا کند مثلاً من می‌خواهم این لیوان را از اینجا بردارم، یک قوۀ فاعلی قریبِ قریب هست و آن این است که در همین دست است و باعث می‌شود که این لیوان برداشته شود بعد یک قوۀ فاعلی در اعصاب هست که بعید است که آن در مغز و امثال‌ذلک است، آن باعث می‌شود که این دست حرکت کند. اگر آنجا تکان بخورد، این دست هم کاری انجام نمی‌دهد، درست شد؟! یک قوۀ فاعلی دورتر هست که آن اراده است که آن اراده به سر و مغز می‌خورد و مغز هم می‌گوید که این را بردار. دوباره یک قوۀ فاعلی قبلش هست که آن عزم است که آن در مرحلۀ قبل از فعل است. یک قوه هم قبلش هست که برای تخیل و امثال‌ذلک است که شوق پیدا می‌شود. شما این سلسله‌مراتب را از نزدیک تا به بعید بروید، همۀ اینها قوای فاعلی هستند و هرکدام از قوای فاعلی یک غایت و هدفی را در این قوۀ فاعلی تعقیب می‌کنند. قوۀ فاعلی که در دست است هدفش هم باید هدف مادی باشد، با آن قوۀ شوقیه تفاوت پیدا می‌کند.

  • فَغایةُ المُحَرِّکةِ العاملةِ المباشِرةِ لِلتَحریکِ أولاهُما أی ما إلیهِ الحَرکة1.

  • و رُبَّما هذا أعنَی ما إلیهِ الحرکةِ مُحرِّکَةٌ شوقیةٌ غُیَّی.

  • غایت قوۀ محرکه که عامل است و در دست هست و مباشر تحریک است همان مآل و هدف خارجی است، به ‌عبارت دیگر همان مکان خارجی است، آن چیزی است که حرکت به آن می‌رسد و چه‌بسا ما إلیه الحرکة، غایت برای محرک شوقیه می‌شود.

  • مثلاً در وقتی ‌که شما نشسته‌اید و از این‌طور نشستن خسته می‌شوید، می‌گویید که پا را برمی‌داریم و یک مقدار سه‌زانو می‌نشینیم. در این صورت غایت برای حرکت در پا تغییر وضع است که از یک وضعی که نشستن به‌طور تربیع است، شما برمی‌دارید و به سه‌زانو قرار می‌دهید. قوای این حرکت در وضع ما إلیه الحرکة در پاها است. از آن‌طرف این حرکتی که انجام‌ گرفته است با یک شوقی بوده است؛ ذهن این حرکت را به‌وجود آورده است؛ هدف برای ذهن هم سه‌زانو نشستن است.

    1. منظومه، ج 2، ص 424.