جلسه ۱۳۱
5ولی اگر بخواهیم هر شیئی را از مقولۀ خودش بهحساب بیاوریم در اینصورت اشکال پیدا میکند، وقتی که شیئی مشترک لفظی و معنوی است، غایت یعنی مآل یک شیء ولی این مآل بهحسب ظروف و بهحسب موارد استعمالش با همدیگر اختلاف ماهوی دارند، آن مآل خارجی است مکان است رسیدن است گردش خارجی است یک حرکت مادی است و آن یک هدف شوقی و فکری است، آیا به آن هدف فکری میرسد یا نمیرسد؟ یک حرفی است. یکوقت شما بلند میشوید و بدون هیچ جهتی میروید آنجا مینشینید در اینجا صرف حرکت کردن و در آنجا نشستن برای شما هدف است؛ بلند شدن و به آنجا رفتن اما یکوقت شما از اینجا بلند میشوید و در آنجا میروید که پیش رفیقتان بنشینید، وقتی به آنجا رفتید میبینید که رفیقتان نیست، خیال میکردید مثلاً تازه از خواب بیدار شده بودید و فکر میکردید که رفیقتان آنجا هست.
بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی *** هر که پیدا میشود از دور پندارم تویی!1 خیال میکند رفیقش آنجا نشسته است، چشمش خوابآلود است بلند میشود و میبیند که شبحی بوده است و به ذهنش آمده است اینطور خیال کرده است لذا این دو غایت است؛ آن غایت اوّل فقط مآل حرکت است غایت دوم مآل شوقی است مآل فکری است مآل تخیلی است و ارتباط این قضیه به آن قضیه خالی از نظر نیست که البته بحثش در آن مسئلۀ بعدی میآید.
تلمیذ: ... اشتراک لفظی ...
استاد: کجا؟
تلمیذ: آیا مهم نیست که یک سنخیتی ...
استاد: اشکال این است که چرا شما از دو چیزی که به همدیگر ربطی ندارند استفادۀ اولویت میکنید، مسئله این است.
«و القسرُ لا یکونُ دائماً لم یَکُ بِالأکثرِ فَلیَنحسما؛ قسر دائمی نیست همانطور که در اکثر موارد نیست پس قسر دائمی و اکثری باید ازبین بروند» ایشان اشکالی را مطرح میکند که در این قوایی که اینها یک اهدافی را استتباع میکنند، گاهی اوقات میبینیم که به نتیجه نمیرسند یا فرض کنید که موانعی بر سر راه آنها پیدا میشود، آیا آن موانع جلوی آن نظام اکمل و اتمّ را میگیرند که آن شیئی که برای یک هدفی درست شده است و برای منظوری خلق شده است [به آن نرسد؟] آیا موانعی که میآیند و جلوی او را میگیرند از رسیدن به غایت جلوگیری میکنند؟ ایشان میفرمایند که نه، نمیشود قسر دائمی باشد، اگر قسر دائمی باشد بنابراین همانطوری که ممکن است قسر از حرکت یک شیء جلوگیری کند ممکن است از وجود یک شیء هم جلوگیری کند بهخاطر اینکه قسر دائمی است. وقتی که این نطفه میخواهد بسته شود و تبدیل به یک انسان شود، آن قسر دائمی میآید و بهطورکلی اصلاً جلوی بسته شدن نطفه و تحقّق جنین و بهصورت یک بچه درآمدن را میگیرد یعنی بهعبارتدیگر از وجود یک بچه جلوگیری میکند. این خلاف است درحالیکه ما میبینیم این شیء در خارج تحقّق پیدا کرده است. یااینکه قسر اکثری هم نمیتواند باشد چون وقتی قسر اکثری شد دیگر در اینصورت همانطوریکه حرکت یک شیء مختل میشود خود اصل تحقّق آن شیء هم مختل خواهد شد بهخاطر اینکه اکثریت حدّ و مرتبهای ندارد.
- . دیوان اشعار جامی، فاتحة الشباب، غزل 1010.

