جلسه ۱۳۱
6بله، ممکن است قسر، موقت بیاید و حرکت آن شیء را سد کند و اجازه ندهد که این یک روند طبیعی برای رسیدن به آن غایت داشته باشد که البته در بحث بعدی میگوییم که خود همین مانع شدنِ این هم در نظامِ روندِ این، تحقّق دارد یعنی وجود داشته است. اینطور نیست که برحسب صُدفه و اتفاق حرکتی انجام میگیرد و یکمرتبه مانعی بر سر راهش میآید که آن متحرک را از حرکت میاندازد بعد مانع کنار میرود و دوباره این شروع به حرکت کردن میکند یعنی در نظام احسن خلقت حتی نفسِ آن مانع هم برای این شیء مقدّر بوده است که این باید بیاید اینجا بایستد، توقفی کند، سکتهای در آن پیدا شود و دوباره حرکت کند، سکتۀ دیگر پیدا شود تااینکه برود و به آن مطلوب برسد. البته اینها هم دوباره در بحث بعدی مطرح میشود و ما پی میبریم به اینکه ـ یعنی وقتی به این قضیه رسیدیم ـ بهطورکلی اصلاً یک موجود جدای از موجودات دیگر نمیتوانیم فرض کنیم یعنی آنطور سلسلۀ علل بههم پیچیده است که تصور و تحقق یک موضوع جدا عقلاً محال است، حرکتش عقلاً محال است و اگر موضوعی بخواهد از تحت کلیت این سلسله علل خارج شود تمام این سلسله بههم میریزد و ماسویٰالله همه ازبین میروند.
روی این حساب وقتی که ما بحث آن سلسلۀ علل را مطرح کنیم دیگر اصلاً بحث قسر دائمی و قسر اکثری و قسر اقلی هم در اینصورت مطرح نخواهد شد.
تلمیذ: یعنی دیگر قسری نیست؟
استاد: اصلاً دیگر قسری وجود ندارد و اصلاً در آنجا قسر را معنا میکنیم که قسر یعنی چه، قسر به آن معنای حقیقی وجود ندارد. بله، قسر عرفی و عادی وجود دارد، قسر ذهنی وجود دارد، قسر تصوری وجود دارد و تمام اینها بهخاطر جهل ما نسبت به مفهوم قسر و نظام اتمّ و احسن است، ما قسر میپنداریم درحالیکه چیزی نیست.

