اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۳

12
  • وقتی ‌که دارای یک قلب نورانی هستی و می‌بینی که کلمات خدا تمام‌شدنی نیستند، کلمۀ تامّه باب الأبواب است (یعنی همۀ درها به آن در باز می‌شوند که همان اراده و مشیت او است) و خداوند هیچ‌گاه چیزی را بیخود خلق نکرده است، متوجه می‌شوی که هر ممکنی باید به باب او سر تسلیم فرود بیاورد.

  • درست شد؟! بنابراین چون یک انسان کامل درنظر ما هست لذا می‌گوییم که بقیه هم باید به آن انسان کامل برسند درحالی‌که این‌طور نیست بلکه انسان کامل برای یک نفر است و مثلاً این شخص باید به آن انسان کامل برسد، این باید نصف راه را برود، این باید یک‌چهارم را برود و هرکدام طبق غایاتی که برایشان سنجیده شده‌ است به همان‌جا می‌رسند. چه کسی گفته همه باید به آن انسانیت کامل برسند؟! نه، خداوند برای یکی این غایت و برای یکی غایت دیگری قرار داده است. غایت این میوه را یک گلابی شیرین و معطر قرار داده است، غایت این را هم هندوانۀ ابوجهل تلخ قرار داده است. ما نگاه به گلابی می‌کنیم می‌گوییم که این هندوانۀ ابوجهل هم باید مثل گلابی شیرین شود درحالی‌که هندوانۀ ابوجهل باید تلخ شود یا لیموترش غایتش این است که ترش شود.

  • تلمیذ: پس اعتراض اولیای خدا بر این افراد یا این قسم از اشیاء برای چیست؟!

  • استاد: مذمت اینها [در وقتی است که] نظر کثرتی به این جنبه‌ها دارند نه نظر وحدتی. به‌طورکلی در نظر کثرت و عالم اختیار، این به او برمی‌گردد که الآن دارد با اختیار خودش این را انجام می‌دهد ولی اگر نظر وحدتی داشته باشند دیگر در آنجا اعتراضی نیست یعنی در آنجا که به اصل حقیقت مشیّت خدا نظر بکند، یعنی دیگر آنجا عالم اختیار نیست بلکه عالم فناء و سلب اختیار است. دیگر در آنجا انسان این مسئله را وجدان می‌کند که الآن این روی آن مشیّت دارد این کار را انجام می‌دهد و [با] اختیار او است که در این عالم آمده [و کار] انجام می‌دهد. اینها را هم بگذارید در آن مطالبی که خوانده‌ایم.