جلسه ۱۳۳
13ما لیسَ مَوزوناً لِبَعضٍ مِنَ الأشخاصِ مِن نَغَمٍ بِالقیاسِ إلی السَّلیقةِ الحِسِّیةِ فَفِی نظامِ الکلِّ کُلٌّ مُنتَظَمٌ ـ إشارةٌ إلی ما ذَکَرنا مِنَ الغایةِ الأولیٰ.1
«آنکه موزون نیست یعنی بعضی از نغمههایی که برای برخی اشخاص موزون نیست، این به قیاس به سلیقۀ حسی است»؛ شما سلیقهات اینطور است ولی برای بعضیها این نغمهها خیلی هم موزون است. یعنی ایشان میخواهد بگوید که هر کسی روی سلیقه و نظر خودش برای این عالم، غایت [قائل است] یکی از آبگوشت خوشش میآید میگوید که بهترین غذا آبگوشت است. آن یکی از دلمه خوشش میآید میگوید که بهترین غذا دلمه و آش است. یکی فرض کنید از نان و پنیر و سبزی خوشش میآید میگوید که بهترین غذا است. [لذا میگویند که] چرا اینطور شد؟! چرا آنطور شد؟! پس همۀ اینها سلیقههای شخصی است که در اینجا اِعمال شده است. درحالیکه نسبت به آن نظام کل هم دلمه بهترین غذا است و هم آش و هم چیزهای دیگر.
«در نظام کلّ تمام اینها روی حساب خودش هست و روی برنامۀ خودش بهترین است. اشاره میکند به همان غایت اوّل که هرکدام از اینها نسبت به غایت اوّل خودشان بهترین هستند». ولی نسبت به غایت دوم که مترقّب است مثلاً هر انسانی باید کامل باشد، قد هر نباتی باید به کرۀ ماه برسد، هر حیوانی باید هزار سال عمر کند و امثالذلک از اینهایی که در ذهن ما غایات کَشکی هستند، نسبت به این غایات پَشمی دائماً میگوییم که چرا اینطور شد؟! چرا آنطور شد؟ چرا این در چهار سالگی مُرد؟! چرا آن یکدفعه افتاد مُرد؟! چرا آن شیر آن برّه را پاره کرد؟! آن گرگ برّه را پاره کرد و اجازه نداد به مطلوب برسد؟! چرا این علفی که سبز شد سرما آن را از بین برده است؟! اینها همه نسبت به آن غایت دومی است که درنظر گرفتهایم و چون چشممان از عالم واقع بسته است این اشکالات را میکنیم. اگر چشممان باز باشد دیگر جای اشکال برای اینها باقی نمیماند.
- . منظومه، ج 2، ص 431.

