جلسه ۱۳۳
4مسئلۀ دوم این است که اصلاً در عالم اتفاق وجود دارد یا نه؟! مِنبابمثال اینها نگاه کردند و دیدند که ما بسیاری از کارها را در این عالم انجام میدهیم؛ بسیاری از اعمال و افعال در این عالم به یک هدفی تحقّق پیدا میکنند و بعد یکمرتبه به یک نتیجۀ دیگری میرسند لذا گفتهاند که از این نقطهنظر هم میتوانیم بگوییم که غایتی برای افعال و حوادث در عالم وجود ندارد اگر غایتی وجود داشت باید به آن نتیجۀ مطلوب میرسید نه به یک چیز دیگر. منبابمثال آن شخصی که زمین را میکند تا به چاه آب برسد، بعد از پانزده متر کندن یکدفعه متوجه میشود گنجی در اینجا هست، این اتفاق و صدفه میشود پس معلوم میشود که هدف از این کَندن گنج نبوده است بلکه آب بوده است اما اتفاقاً با گنج برخورد کرده است.
بناءًعلیٰهذا در خیلی از مسائل مانند موتها، قتلها، تمام اینها میتوانیم بگوییم که جنبۀ اتفاق دارند. مثلاً میگوییم که تصادف؛ تصادف یعنی اتفاق و از صدفه میآید، یعنی برخورد. اینها همه [مربوط به] مسئلۀ اتفاق است. آن کسی که باید بهوجود بیاید و هشتاد یا صد سال عمر کند، یکدفعه بهحسب اتفاق از پشتبام میافتد و میمیرد. روی این حساب گرچه فرضاً بگوییم یک نظام دقیقی را شارع بهوجود آورده است، ولی در بقا این را نمیتوانیم بگوییم. ممکن است این اشیاء در بقا بر خلاف آن مشیت کلی و آن نظام کلی به مطلوب و نتیجۀ خودشان نرسند و بهحسب اتفاق دچار سانحهای بشوند و ازبین بروند. روی این حساب قضایایی که در عالم اتفاق میافتند نمیتوانند علت غایی داشته باشند بلکه تمام اینها اتفاق است. فرض کنید اگر زیدی صد سال عمر میکند، اتفاق است و اگر دو ماه هم عمر میکند بازهم اتفاق است و اگر به یک کمالی میرسد یک اتفاق است مثلاً شرایط طوری شده است که او را برساند. برای یک بدبخت بیچارهای شرایط با تمام این اوضاع بهگونهای است که به هرجا میزند جور نمیشود، این اتفاق است. یک آدم مستعدی که قابلیت دارد یکدفعه پایش سُر میخورد و میافتد و میمیرد، اتفاق است و یک آدم گاو و خری هم که هیچ نمیفهمد صد و پنجاه سال عمر میکند! اینها همه اتفاق است. لذا اصلاً نمیتوانیم غایتی برای افعال درنظر بگیریم و بگوییم که این زید که الآن به دنیا آمده است غایت خلقتش در این دنیا چیست؟ چون میبینیم که همۀ عالم براساس اتفاق میگردد؛ این اتفاقاً به یک جا میرود و به یک کاهو برخورد میکند و کاهو میخورد که در کاهو سم است و میمیرد و آنهم اتفاقاً یک جا میرود مریض است ...، به قول مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ که میفرمودند:

