اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۳

6
  • بعد مرحوم حاجی در جواب اینها می‌فرماید که دو مطلب ـ بلکه مطالبی در اینجا هست ـ داریم؛ مطلب اوّل اینکه اینها که نگاه به ‌اتفاق می‌کنند سلسلۀ علل را فراموش کرده‌اند که هر چیزی که در این عالم اتفاق می‌افتد یک‌ سری به بالا دارد این عالم و سلسلۀ علت و معلول همه از آنجا نشأت پیدا می‌کند بنابراین اتفاقی وجود ندارد و آن شخصی هم که این چاه را می‌کند که به آب برسد ولی به گنج می‌رسد، این برحسب عادت سنجیده می‌شود چون عادتاً چاه کندن به آب می‌رسد، می‌گویند: این اتفاقی به گنج رسید ولی «الشیءُ ما لَم یَتَشَخَّص لم یُوجَد»، وقتی ما این را حساب کنیم تااینکه یک گنجی پیدا شود و از این مرحلۀ ماهیت دربیاید و به مرحلۀ وجود برسد باید تشخّص پیدا بکند باید کَنده بشود حدود و ثغورش مشخص بشود شخصی بیاید بکند و به این حد برسد. وقتی‌ که تمام شرایط عبور از لیسیت به اِیسِیّت انجام گرفتند، دراین‌‌صورت آن گنج حاصل می‌شود. این از این نقطه‌نظر [بود]. اگر ما تمام افعال را در عالم نگاه کنیم می‌بینیم که بر یک نسق صحیح و دقیق نسبت‌ به کل عالم سنجیده می‌شوند که اینها هرکدامشان حساب و کتاب خاصی دارند. مرحوم حاجی هم تا حدودی متوجه این قضیه بوده که باید قضیه را [نسبت] به کل عالم نگاه کرد؛ به نظام عالم باید نگاه کرد که هر شیئی در نظام عالم جایگاه خاص خودش را دارد.

  • اما نسبت به مسائل دیگر به‌نظر می‌رسد که یک‌قدری در این مباحث خلط شده‌ است که اینها باید از همدیگر جدا شوند و همه تحت یک قانون کلی دربیایند والاّ جای اشکال هست که شیئی که عدیم‌الشعور است و شعور ندارد چطور شما برای تحقّق آن یک غایتی درنظر دارید؟! غایت ـ علت غایی ـ برایش چه معنا دارد؟! البته علت غائی و اینها از سابق مطرح بوده‌اند و در مقابلش هم حرف‌هایی زده شد؛ ارسطو و افلاطون قائل به علت غائی بودند و افراد دیگری از همین حکمای یونان در مقابلشان برخواستند و امروزی‌ها هم می‌گویند که همه‌اش بخت و فلان و این حرف‌ها است.