اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۳

7
  • لکنْ حیثُ ما ثَبَت مبدأُ فکرٍ ـ الإضافةُ بیانیةٌ ـ غَایةٌ کذا ـ صِفةُ غایة ـ أی غایةٌ فکریةٌ انْتَفَتْ.1

  • در آنجایی که مبدأ فکر ثابت نشده است ـ این اضافۀ بیانیه است ـ چنین غایت فکری در آنجا نیست یعنی افعالی که مبدأ فکری ندارند پس غایت فکری هم ندارند ـ این مبدأ فکری اضافۀ بیانیه است ـ مبدأیی که فکر است، غایت فکری منتفی است.

  • پس در آنجایی که مبدأ فکری نیست آن فعل غایت فکری هم ندارد.

  • و الفِعلُ لا یَجِبُ أنْ یَکونَ له غَایةٌ بِالقیاسِ إلی ما لیسَ مَبدأ لَه. فَلَعِبُ الطفلِ أنَّما یُسمّیٰ لَعباً و لَهواً بِالنِّسبَةِ إلی المَبدإِ الفکری الَّذی هُو مُنتَفٍ فیه و أما بِالنِّسبةِ إلی المَبادی الموجودةِ فیه فَلا. فَظَهَرَ أنَّ الأمورَ المَذکورةَ کُلُّها مُغیاةٌ بِغایاتٍ.2

  • «واجب نیست که فعل غایت داشته باشد به قیاس به یک چیزی که مبدأ او نیست». بازی بچه‌ها چون مبدأ فکری ندارد پس غایت فکری هم ندارد. «به بازی بچه‌گانه لهو و لعب گفته می‌شود نسبت به مبدأ فکری که منتفی است اما نسبت به مبادی موجوده در این فعل، دیگر لهو و لعب نیست»، بیخود نیست، این روی حساب و کتاب است، روی لذات و آن جهاتی است که آن جهات، این لعب و بازی را می‌طلبند. «این امور که ذکر شد مُغیّا به غایات هستند» مانند لعب، قصد ضروری، گزاف، عبث و امثال‌ذلک.

  • قالَ الشُّیخُ فی إلهیاتِ الشفاءِ لانبِعاثِ هذا الشُّوقِ عِلةٌ ما لا مُحالةَ إمّا عادةٌ أو ضجرٌ عَن هیئة و إرادةُ انتقالٍ إلی هیئةٍ أخریٰ و إمّا حرصٌ مِنَ القُوَی المحرکةِ و المُحِسَّةِ علی أنْ یَتَجَدَّدَ لها فِعلُ تَحریکٍ أو إحساسٍ.3

  • «شیخ در الهیات شفا گفته است که برای انبعاث این شوق یک علتٌ‌مّایی باید باشد (مثلاً اینکه الآن آقا می‌خواهد این ‌کار را انجام بدهد باید شوقی به سمت این فعل رفته باشد، یک علت باید داشته باشد) حالا علت یا عادت باشد یا ضجر از یک هیئتی و ارادۀ انتقال به هیئت دیگر باشد یا حرص باشد از قوای محرکه و مُحِسّه بر اینکه یک فعلِ تحریک و احساسی از او سر بزند.

    1. . منظومه، ج 2، ص 427.
    2. همان.
    3. منظومه، ج 2، ص 427.