جلسه ۱۳۴
10تلمیذ: ... قصد اراده ...
استاد: حالا ما فعلاً به آن کار نداریم ما میگوییم در کمال برای رسیدن به کمال انتخاب مسیر اصلح لازم است.
تلمیذ: در اینجا خود انتخاب، بر شعور و اراده دلالت میکند.
استاد: بله، شما میگویید که انتخاب دلالت بر اراده میکند حالا شاید مثلاً بتوانیم جواب دهیم که خود آن حالت فطری که در این گیاه هست فیحدّنفسه [موجب میشود که] این فعل از او سر میزند یعنی غیر از انتخاب چیزی نیست مثلاً اگر بخواهد جذب کند اینطور نیست که شاعر باشد به اینکه در کنارش چیزهای دیگری در خاک وجود دارند و از میان آنها چیزی که بهتر است را جذب کند، بلکه آن چیزی که در وجودش قرار داده شده است، مثل ماشین کوکی، فقط همان چیزی را برمیدارد که برای او مفید است.
تلمیذ: در حقیقت این انتخاب نیست، بلکه آن چیزی که ملایم طبعش هست برمیگزیند.
استاد: بله آنچه که ملایم طبعش هست را برای خودش برمیگزیند.
تلمیذ: دراینصورت انتخاب اصلح نیست.
استاد: انتخاب اصلح نسبت به نفس خود گیاه است نه نسبت به شعور؛ شاعر به انتخاب اصلح نیست ولی خواهینخواهی اصلح را انتخاب میکند؛ خودش نمیداند که دارد انتخاب اصلح میکند ولی این کار را انجام میدهد. فرض کنید شما دارید به جایی حرکت میکنید و به یک چندراهی میرسید که یکی از این راهها خراب است؛ یکی گِل است، یکی پرتگاه است و یک راه هم این راهی است که شما دارید میروید، شما در اینجا خواهینخواهی خودتان را در این راه قرار میدهید ولی نمیدانید که در این راه قرار دادن بهخاطر فرار از اینها است ولی همین راه است که شما را به مقصد میرساند و راههای دیگر نمیرسانند یعنی خودتان را از ترس افتادن در گِل و دریا و پرتگاه در این راه قرار دادهاید ولی اتفاقاً همین راه راهی است که شما را به مقصد میرساند و شما شاعر به این قضیه نیستید این میشود انتخاب اصلح.

