جلسه ۱۳۴
12تعریف کمال
کمال عبارت از تبدیل نقص به یک امر بالاتر است نه یک امر پایینتر. آن دانۀ گندمی که استعداد دارد هفتاد گندم شود اگر من پا روی آن بگذارم یا تبدیل به آردش کنم و ازبین ببرم، این کمال است؟! شما به این کمال میگویید؟! بنابراین همانطور که اگر شما بخواهید بگویید که ما در نظام عالم نگاه میکنیم و میبینیم که افعالی برای غایاتی هستند و نظمی که در عالم هست موجب میشود که ما پی به اشاراتی برای حوادث طبیعی ببریم، همانطور فناء و زوال و ازبین رفتن هم در خود این نظام وجود دارد. آیا فناء و زوال و ازبین رفتن کمال برای یک شیء تلقّی میشود؟! این کمال نیست. مثلاً درختی بالا میآید و سبز میشود یکدفعه بچهای میآید و این درخت را میکند و به کنار میاندازد. حالا کندن درخت و خشک شدن، کمال درخت است؟! آیا این فعل کمال است؟! این درختی که الآن بالا آمده است در این بالا آمدن به کمال خودش رسید؟! خیر، به کمال خودش نرسید و در این وسط سیر کمالیاش اَبتر و منقطع شد. در اینکه بعضی از افعال سیر کمالی را طی میکنند حرفی نیست ولی صحبت در اشاعه و تعمیم افعال به همۀ افعال ذویشعور و غیر ذویشعور است که ما نمیتوانیم در آنها این مطلب را بپذیریم.
أللهم صل علی محمد و آل محمد

