اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳۴

0
منظومه
منظومه

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۴

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

  •  

  • مسئلۀ ترتّب علل اربعه بر فعل، مسئلۀ جدید و تازه‌ای نیست بلکه از گذشته جزء همان اصول موضوعه و منتقله‌ای که از حکمت یونان رسیده، بوده است. در بحث حرکت و بحث اجزاء لایتناهی به‌نظرم رسید صحبت شد که بعضی‌ها در ترکیب اجزاء عالم قائل به مسئلۀ بخت و اتفاق شدند و ظاهراً آن‌طوری‌که درنظرم هست ذیمقراطیس ذرات عالم را برحسب اتفاق ... یک ترکیبی در آنها اعتقاد داشته است1 که بعد به‌واسطۀ آن ترکیب یک حرکتی در افعال آنها پیدا شده است و به‌واسطۀ مسئلۀ تکامل انواع، همین‌طور انواع متکامل‌تری یکی بعد از دیگری پیدا شده‌اند همان‌طور که نظریۀ داروین و امثال‌ذلک در تکوّن انسان هم همین‌طور است و امروزی‌ها آیات قرآن را طبق نظریۀ داروین و اینها حمل می‌کنند که وجود انسان به‌واسطۀ تکامل انواع، همین‌طور رو به تکامل رفته است تااینکه به این وضعیت فعلی رسیده‌ است و بعد این انواع برحسب تصادف و تنازع در بقاء، یکی پس‌ از دیگری ازبین رفته‌اند تااینکه آن نوعی که توانست خودش را روی پا نگه ‌دارد باقی ماند.2

  • البته نظرات دیگری هم در این زمینه هست که اصل قضیۀ غائیت را در مورد موجوداتِ غیرِ شاعر نفی می‌کند ولی در موجودات شاعر مثل انسان و حیوان اصل غائیت را در یک محدوده‌ای اثبات می‌کند. حالا ما باید ببینیم که منظور حکمای یونان که قائل به دخالت علل اربعه در فعل شده‌اند چیست و آیا مطلب آنها در همۀ افعال تمام است یااینکه تمام نیست.

  • لاشک در اینکه هر چیزی که از قوه به فعل دربیاید به آن فعل گفته می‌شود چه کمال اوّلی برای یک ماهیتی باشد یا کمالات ثانوی یا عبارت باشد از حرکت در جوهر؛ جوهر یک شیء یا عبارت باشد از حرکت در اعراض؛ حرکت در کم، حرکت در کیف، حرکت در أین و حرکت در زمان که اینها از مرحلۀ قوه به فعل درآمدن است که به آن فعل گفته می‌شود و قطعاً هر فعلی فاعل می‌خواهد، در واقع طبق برهان هر وجودی که بخواهد متحول به‌ وجود دیگری بشود و هر ماهیتی اگر بخواهد لباس وجود جدیدی به خود بگیرد بدون فاعل و بدون محرک امکان ندارد. چون آن شیء در این تحرکش ناقص است و همین‌‌که ما برای آن شیء اثبات قوه کردیم لامحاله برای خارج شدن از استواء طرفین و از مرحلۀ قوه به فعل درآمدن نیاز به محرک دارد و همان‌طوری که در اصل وجود و پوشیدن لباس وجود بر قامت ماهیت نیاز به محرک، فاعل، جاعل و مبدأ داریم همین‌طور در مورد اعراض و در مورد حرکت جوهری نیاز به فاعل داریم و خود آن ماهیت بحدّنفسه نمی‌تواند از عهدۀ این مهم بربیاید.

    1. مجموعه آثار شهید مطهری، ج 7، ص 412.
    2. منشاء انواع (داروین)، ج 1، ص 63.