اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۴

9
  • اگر غایت به این معنا باشد که مرحوم حاجی فرمودند و دیگران هم کم‌وبیش اشاراتی به این قضیه دارند که خود غایت عبارت از مآل یک شیء است، این دیگر دراین‌صورت علت برای آن شیء نیست بلکه معلول شیء است مثلاً تا شما از قم راه نیفتید به طهران نمی‌رسید تا این قدم‌ها را یکی‌یکی بر ندارید به طهران نمی‌رسید تا اراده و عزم نکنید به طهران نمی‌رسید دراین‌صورت غایت معلول است و دیگر نمی‌تواند علت باشد.

  • بعضی‌ها مسئله را به‌‌نحو دیگری مطرح کرده‌اند؛ فرموده‌اند که غایت عبارت از کمال وجودی یک موجودی است که قبل از رسیدن به آن غایت در مرحلۀ نقصان نسبت به این غایت قرار دارد. من‌باب‌مثال دانۀ گندم بود و قبل ‌از اینکه بخواهد شکوفه بدهد و سبز بشود نسبت به این ناقص بود ولی خودش نسبت به خاک کامل است این وقتی در شرایط مقتضی قرار می‌گیرد به‌سمت جوانه زدن حرکت می‌کند و وقتی ‌که جوانه می‌زند کمالی را برای خودش به‌وجود می‌آورد. درست شد؟! دوباره حرکت می‌کند و رشد می‌کند و سبزه می‌شود و کمال دیگری را نسبت به کمال اوّل به‌دست می‌آورد و همین‌طور تااینکه به حد سنبله می‌رسد و تبدیل به گندم می‌شود؛ «ز هر تخمی برآمد هفتاد تخم!»1یک‌دفعه شما می‌بینید که از یک دانه گندم سی‌تا چهل‌تا هفتادتا دانۀ گندم به‌وجود می‌آید. آن کمال بعدی برای ناقص قبلی غایت می‌شود.

  • پس غایت عبارت از کمالی است که مترتّب بر نقصان یک ناقصی است به‌واسطۀ حرکتی که انجام می‌دهد. در این کمالی که انجام می‌دهد و این کمالی که هست طبعاً راه اصلح را برای رسیدن به این انتخاب می‌کند مثلاً آن دانۀ گندم برای ‌اینکه به این کمال برسد در زمین فرو نمی‌رود سرش را در هوا بیرون می‌آورد چون در زمین فرورفتن با رسیدن به کمال خودش منافات دارد. از آب، خاک، هوا و نور برای رسیدن به کمال خودش بهره‌مند می‌شود و انتخاب می‌کند یعنی وقتی‌ که آب بدهند زیاد آب را به خودش نمی‌گیرد که خراب شود بلکه به‌اندازه می‌گیرد. در نور شرایط را برای رسیدن به این کمال لحاظ می‌کند مثلاً اگر یک جا نور کم باشد [خودش را به‌سمت نور می‌کشد] دیده‌اید گیاهان خودشان را به‌سمت نور و آفتاب می‌کشانند که از آفتاب بهره‌مند شوند؟!

    1. مثنویات ملک‌الشعرا بهار، شمارۀ ۷4 ـ رنج و گنج:
      قضا را در آن‌ سال‌ از آن خوب شخم***ز هرتخم برخاست هفتاد تخم