جلسه ۱۳۵
توضیحات:
48. غرر في دفع شكوك عن الغاية
جلسه ۱۳۵
9در اشعار حضرت مولانا هست که در قضیۀ ذبح اسماعیل میفرماید: «الخلیلُ یَأمُرنی و الجَلیل یَنهانی»1 این کلام به این معنا نیست که این کارد غیر ذویالشعور است و در اینجا از عالم ملکوت ندا آمده است بلکه خود این چاقو دارد الآن صحبت میکند و خود این چاقو از شعور و ادراک خودش دارد به حضرت ابراهیم خبر میدهد که تو داری به من امر میکنی «و الجَلیل یَنهانی» و من فاعل بالتّسخیر برای آن فاعل علیالإطلاق هستم لذا خودم انجام نمیدهم. آن سنگی که الآن میخورد و شیشهای را میشکند یا سری را میشکند با علم و اطلاع میخورد و سر را میشکند اگر مشیت نباشد نمیشکند. گفت:
شب تاریک و سنگستان و مو مست *** قدح ازدست مو افتاد و نشکست نگهدارندهاش نیکو نگهداشت *** وگرنه صد قدح نفتاده بشکست2 این بهخاطر این نیست که اینها اراده و قدرت ندارند و بیجان هستند و هرچه در سرشان بخورد از باب متابعه قبول میکنند. نهخیر، اینها ادراک دارند و خود این اراده دارد که باید بشکند و ادراک و اراده دارد که نباید بشکند. آنوقت ما این قضیه را از نظر برهانی بیان کردیم ولی ازنظر عرفان نظری و مقام شهود هم که دیگر إلیماشاءالله هست؛ دعایی که حضرت سجاد علیهالسّلام در صحیفه سجادیه به ماه دارد: «أَيُّهَا الخَلقُ المُطيع»؛3 حضرت به ماه نگاه میکند و ماه را دارای اختیار و اراده میبیند. براساس همین مسائل است که قدمای از حکما قائل به نفس فلکی شدند و او را در حرکتهای دقیق و عجیب مختار دانستند و تمام این فعل و انفعالاتی که بهواسطۀ تقارن باهم یا ابتعاد از هم در عوامل و حوادث زمینی و اینها، بهوجود میآورند تمام اینها هم از یک شعور مرموزی ناشی میشود که خداوند متعال آن شعور مرموز را در وجود هر چیزی بهنحو کُمون قرار داده است.
پس این داروهایی که ما میخوریم این داروها با اطلاع درمان میکنند اگر امر به آنها نیاید درمان نمیکنند آن میکروبی که الآن در بدن میرود با اطلاع موجب مرض میشود و اگر امر به آن نیاید میکروب میرود و کاری انجام نمیدهد. درست شد؟! تمام اینها روی حساب است آن قلبی که الآن دارد میزند با اطلاع دارد میزند اگر امر به آن نیاید دیگر نمیزند و هَلُمَّ جَرَّا.
- . مصدر در حال بررسی.
- . دوبیتیهای باباطاهر، دوبیتی شمارۀ 9.
- . صحیفة سجادیه، ج ۱، و كانَ مِن دُعائِهِ عليهِ السَّلامُ إذا نَظَرَ إلى الهِلال، ص۱۸۲.

