اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳۵

0
منظومه
منظومه

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۵

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

  •  

  • در جلسات قبل عرض شد که اگر ما غایت را کمال برای مرحلۀ ناقص اوّلی بدانیم و رسیدن به مرحلۀ فعلیت را استکمال برای خودش به‌حساب بیاوریم دراین‌صورت لازم گرفته است که آن مبدأ اوّل در انتخاب هدف،‌ راه اصلح و احسن را انتخاب کند و این استکمال و انتخاب هدف بدون اختیار و بدون اراده امکان ندارد که یک فعلی بدون لحاظ فاعلیت مختاری، خود آن قوۀ عاملۀ غیر ذوی‌الشعور که فاعل برای فعل است راه اصلح و احسن را برای رسیدن به‌ غایت خودش انتخاب کند ولهذا حتماً در غایت به‌ معنای استکمال ناقص باید اراده و اختیار را دخیل بدانیم، حالا شوق و رغبت دخیل باشد یا نباشد مسئلۀ دیگری است ولی اختیار و اراده قطعاً در این قضیه دخالت دارند.

  • فلهذا در افعالی که قوۀ عاملۀ در آنها غیر ذوی‌الشعور است مانند اعضا و جوارح انسان؛ معده، قلب، کبد، کلیه و امثال‌ذلک و در حوادث طبیعی که فاعل در آنها غیر ذوی‌الشعور است مانند باد، باران، زلزله، قوای مستکونۀ در ارض، قوای سماوی؛ خورشید و ماه، تمام اینها در فاعلیت خودشان ـ البته اگر قائل شویم به اینکه اینها از ذوی‌الشعور نیستند ـ غایتی را استتباع نمی‌کنند و کمالی را برای فعل خودشان به‌دست نمی‌آورند چون لازمۀ به‌‌طرف کمال رفتن اختیار و اراده و همین‌طور انتخاب اصلح است.

  • مخدوش بودن اصل دخالت علل اربعه در تحقّق فعل

  • بنابراین اینکه فرموده‌اند: در تحقّق هر فعلی نیاز به چهار علت داریم ناتمام می‌ماند بلکه در مسائل مادی نیاز به سه علت داریم؛ علت فاعلی که آن قوۀ عامله و مباشر در فعل است و علت مادی و صوری. غایت به ‌معنای نهایت، معلول برای خود فعل است نه علت برای فعل چون لازمۀ علت تحقّق این علّیت غایی در ذهن فاعل است و به ‌عبارت ‌دیگر در مسیرِ فعلِ فاعل در مقام فاعلیت نه در مقام هویت یعنی فاعل وقتی‌ که می‌خواهد یک فعل را انجام بدهد اوّل باید غایتی برایش درنظر بگیرید و بعد به‌سمت آن حرکت کند والاّ حرکت به‌سمت آن را بخت و اتفاق و شانس می‌گویند. حالا راجع‌ به بخت و اینها مسئله روشن است و از مسائلی که گفته شد روشن می‌شود و بعداً هم خواهیم گفت.