اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳۵

0
منظومه
منظومه

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۵

6
  • جهان چون چشم و خال و خط و ابروست***که هر چیزی به‌ جای خویش نیکوست1
  • «لو عَلم الناس کَیفیة القضاءِ و القَدَرِ لَم یَلُم أحدٌ أحداً».2

  • این مسئله به اراده و مشیت مطلقه برمی‌گردد که در همۀ افعال آن اراده و مشیت جاری است، از این نقطه‌نظر اشکال ازبین می‌رود پس دیگر اصلاً قسری دراین‌صورت وجود ندارد بلکه قسر یک امر عرفی و وهمی و خیالی می‌شود. اصلاً قسری وجود ندارد قسر یعنی اتفاق و شانس و مانع. دیگر هر چیزی روی حساب خودش دارد انجام وظیفه می‌کند و کار انجام می‌دهد. چه فرق می‌کند بین اینکه شخصی دویست سال عمر کند و برحسب طبیعی کم‌کم قلبش از کار بیفتد و بمیرد یااینکه شخصی دویست سال عمر می‌کند و ماشین به او بزند و از دنیا برود؟! وقتی که ما آن را قسر ندانیم این را هم قسر نمی‌دانیم پس ماشین زدن وسیله‌ای برای به هدف رسیدن است همان‌طوری که دارو باعث می‌شود انسان از مِمراضیت به مصحاحیت انتقال پیدا کند همین‌طور میکروبی هم می‌آید که انسان را از مصحاحیت به ممراضیت منتقل می‌کند و تمام اینها براساس مصلحت است در دعای حضرت سجاد علیه‌السّلام می‌خوانیم که حضرت می‌فرماید: «لِأیِّ مِن ‌الأمرین أشکر أکنت سالماً أم مریضاً»3 ـ حالا این عین عبارت نیست ـ نمی‌دانم که آیا مرض برای من در این حال بهتر است یا سلامتی برای من در این حال بهتر است بعد حضرت می‌فرماید که چه‌‌بسا ممکن است در این حالی که من الآن دارم یعنی مرض برای من بهتر باشد پس باید برای مرض تو را شکر کنم.

  • فرض کنید شخص وقتی‌ که می‌خواست بیاید برای نمی‌دانم چه این یک‌دفعه از بالا پشت‌بام افتاد و پایش شکست؛ که بود از این چیزهای امام حسین مختار یا ابی‌عبیده بود یا کسی دیگر بله مختار بود می‌خواست بیاردش این حرفا دیگر ابن ‌زیاد فرستاد دنبالش گفت ببین پایم چه شده نمی‌دانم مختار بود یا کس دیگر ببین پایم شکسته و معافش کرد از رسیدن به ...4

    1. گلشن راز شیخ محمود شبستری، بخش 50:
      جهان چون زلف و خط و خال و ابروست***که هر چیزی به‌ جای خویش نیکوست
    2. الکافی، ج ۲، الجزء الثاني كتاب الإيمان و الكفر بَابٌ آخَرُ مِنْهُ، ص 44، ح 1:«عن شِهابٍ قالَ سَمِعتُ أبا عبدِ اللهِ عَليهِ السّلامُ يَقُولُ: لَو عَلِمَ النَّاسُ كَيف خَلَقَ اللهُ تَبارك و تَعالىٰ هَذا الخَلق لَم يَلُمْ أحدٌ أحداً الحدیث.» ترجمه:«از شهاب، گويد: از امام صادق عليه‌السّلام شنيدم مى‌فرمود: اگر مردم بدانند خدا تبارك و تعالى چگونه اين خلق را آفريد، احدى احدى را سرزنش نكند.»
    3. . صحیفۀ سجادیه، ج ۱، و كانَ مِن دُعائِهِ عَلَيهِ السَّلامُ إِذا مَرِضَ أَو نَزلَ بِهِ كَربٌ أَو بَليَّةٌ، ص۷6:«فَمَا أَدْرِی، یا إِلَهِی، ‌ای الْحَالَینِ أَحَقُّ بِالشُّکرِ لَک، وَ‌ای الوَقتَینِ أَولَی بِالحَمدِ لَک*أَ وَقتُ الصِّحَّةِ الَّتی هَنَّأتَنِی فیها طَیباتِ رِزقِک، و نَشَّطتَنی بِها لِابتِغاءِ مَرْضاتِک و فَضلِک، وَ قَوَّیتَنِی مَعَها عَلی ما وَفَّقتَنی لهُ مِن طاعَتِک*أَم وَقتُ العِلَّةِ الَّتی مَحَّصتَنی بِها، و النِّعَمِ الَّتی أَتحَفتَنِی بِها، تَخفیفاً لِما ثَقُلَ بِهِ عَلی ظَهری مِنَ الخَطِیئاتِ، وَ تَطهِیراً لِما انْغَمَستُ فیهِ مِنَ السَّیئاتِ، وَ تَنبیهاً لِتَناوُلِ التَّوبَةِ، وَ تَذکیراً لِمَحوِ الحَوبَةِ بِقَدیمِ النِّعمَةِ.» ترجمه:«اى خداوند، ندانم كدام يك از اين دو حالت سزاوارتر به سپاسگزارى توست و كدام‌يك از اين دو وقت به شكر تو اولىٰ است؛ آيا آن روزگاران تندرستى كه مرا از نعم پاكيزه و گواراى خود روزى من ساختى و به طلب خشنودى و فضل خويش به تلاش وا‌مى‌داشتى و براى فرمانبردارى خود توفيق مى‌دادى و نيرو مى‌بخشيدى، يا وقتی كه بيمارم و مرا به اين بيمارى آزموده‌اى و اين دردها را چونان نعمتى بر من ارمغان داشته‌اى تا بار گناهانم را كه بر پشتم سنگينى مى‌كند سبك گردانى و از گناهانى كه در آن غرقه گشته‌ام پاكيزه سازى و مرا به توبه هشدار دهى و ياد‌كرد نعمت قديم را سبب زدودن گناهان كنى‌؟!»
    4. . مصدر در حال بررسی.