جلسه ۱۳۶
12وقتی قرار است که سهراب بمیرد دیگر نوشدارویش هم دیر میآید! منبابمثال وقتی که قرار است امیرکبیر را در [حمام] فین کاشان بکُشند، آن کسی که قرار است خبر [فرمان قتلش] را برساند، چنان میرود که ... یعنی همان نصف شب حرکت میکند که خبر را برساند اما آن کسی که قرار است خبر بعدی را ببرد که او را نکُشید صبر میکند تا ظهر با اهل و عیالش باشد، یک حمام هم برود، ظهر حرکت کند و برود! درنتیجه دو ساعت دیر میرسد آنوقت در همین دو ساعت کلک این بیچاره کنده میشود! حالا چه کسی در سر این میاندازد که یک سر و گوشی هم به آب بدهد و فلان؟! چه کسی در کلۀ او میاندازد که همان نصف شب هنوز نخوابیده بلند شود اسب را بتازاند و برود؟! حاج علی حاجبالدوله بود که رفت و با سعایت همین شخص و مادر ناصرالدینشاه و اینها بود که این کار انجام شد آنها این کار را کردند.
تعریف از شخصیت امیرکبیر
واقعاً جای این امیرکبیر الآن خالی است. یعنی ما الآن در چنین نظام جهانی، انقلاب ما نیاز به امیرکبیر داشت که او در برابر این قضایا و مسائل ... جداً عجیب بود وقتی که ما به حالاتش نگاه میکنیم میبینیم که برای آن زمان خیلی زود بود. بله، وقتی با سیاستهای داهیانه1 و مسائل دیگر بسنجیم میبینیم مثل اینکه ایشان برای حالا هم زود است! درهرصورت تقدیر بر این بوده است که قضایا به این نحو بیاید و سلسلۀ علّیت به این کیفیت بیاید و ما همینگونه باشیم که هستیم و دیگران هم به همین کیفیت باشند که هستند، تا اراده و مشیت پروردگار بعد از این چه را بطلبد.
تلمیذ: عرضی داشتم...
استاد: بفرمایید خواهش میکنم! «هرچه میخواهد دل تنگت بگو!»2
تلمیذ: بینید ... در هر امری ... بعد اولیای خدا که از عالم بقا بر میگردند مثلاً یک چیز میبینند بعد گریه و زاری میکنند یا حالتهایی که مثلاً ...
- . لغتنامه دهخدا: همچون داهیان. زیرکانه.
- . مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش ۳۷ ـ وحی آمدن موسی را علیهالسّلام در عذر آن شبان:
هیچ آدابی و ترتیبی مجو *** هرچه میخواهد دل تنگت بگو

