اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۶

13
  • استاد: لازمۀ حالت گریه و زاری و تأثّر و فلان دارای نفس بودن است؛ هر شخصی که دارای نفس هست تأثّر دارد، تعلّق هم دارد و منافاتی ندارد که تعلّقش، تعلّق رحمانی باشد؛ خدا قرار داده است. مگر غیر از این است محبتی که الآن مادر به فرزندش دارد را خدا قرار داده است؟! حالا اگر این محبت ازبین برود مادر نباید متأثر شود؟! حضرت عیسی داشت از یک جایی می‌رفت دید یک مادری ...1

  • تلمیذ: این محبت لازمۀ نفس مادی‌اش است.

  • بیان مصادیق محبت الهی

  • استاد: نه‌خیر، اتفاقاً این محبتش محبت الهی است نفس مادی ندارد. مادر که از بچه‌اش مراقبت می‌کند این محبتش محبت الهی است محبت مادی نیست. چه کسی گفته است؟! ارتباط زن با شوهر این محبت‌ها الهی است مادی نیست، محبتی که پدر به فرزندش دارد اینها محبت‌های الهی هستند.

  • تعریف محبت مادی

  • محبت مادی آن محبتی است که براساس اغراض دنیوی تعلّق بگیرد مثل محبتی که شخصی به کسی دارد به‌خاطر پولش که او را بچاپد یا محبتی که شخصی به کسی دارد به‌خاطر اینکه من‌باب‌مثال سوارش شود! این محبت‌ها محبت‌های شیطانی هستند والاّ مگر اصل محبت از غیر از ناحیۀ پروردگار آمده است؟! این‌هم همین است. کسی که در این عالم هست اگر ترشی بخورد دهانش ترش می‌شود و شیرینی بخورد دهانش شیرین می‌شود. حالا چون پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از عالم بقا آمده است اگر شیرینی بخورد، دهانش باید ترش جلوه کند؟! نه‌خیر، شیرینی، شیرینی است، از شیرینی خوشش می‌آید و از تلخی هم بدش می‌آید. آیا چون پیغمبر از بقا آمده است اگر هندوانۀ ابوجهل به او بدهید خوشش می‌آید؟!

  • تلمیذ: ولی نباید در اینجا اعتراضی باشد.

  • استاد: اعتراض نمی‌کند اما ناراحتی هست، می‌گوید که نحن راضون.2 می‌گوید که ما تسلیم هستیم خُب ناراحت هم می‌شویم، چه اشکالی دارد؟! فرض کنید برای اینکه تب شما خوب شود، آمپول به شما می‌زنند و دردتان می‌آید ولی می‌گویید که برای تبم خوب است لذا صبر می‌کنم. یک پنی‌سیلین 1200 به شما می‌زنند؛ یکی این‌طرف، یکی هم آن‌طرف و هردوتا را از کار می‌اندازد! الآن در این‌ صورت شما راضی هستید یا نیستید؟! درعین‌حال دردتان هم می‌آید. پیغمبر هم همین است اولیای خدا هم همین هستند در عین اینکه راضی هستند و به‌اندازۀ سر مویی اعتراض ندارند و اصلاً مشیت پروردگار می‌بینند، درعین‌حال مشیت پروردگار دو نحو است؛ یا تلخ است یا شیرین است. مشیت یا جنبۀ جلالی دارد یا جنبۀ جمالی دارد. آنها هر دو را خوب می‌بینند. یعنی می‌بینند که الآن این مرگ به صلاح شخص است و درست است و باید هم باشد ولی از اینکه الآن مرگ به این تعلّق گرفته است و او دارد از این جدا می‌شود، ناراحت است. چه عیب دارد؟! ما خیال می‌کنیم که ناراحتی از اعتراض ناشی می‌شود از اینکه چرا هست ناشی می‌شود ولی ناراحتی از این نیست؛ منظور این است که ناراحت شدن و تأثّر و اظهار رقت کردن ناشی از اعتراض نیست اینها ناشی از فقدان یک شیء است که آن فقدان موجب این است والاّ اصل فقدان را هم صحیح می‌دانند و این یک امر طبیعی است. لازمۀ نفس بودن همین است. اینکه نفس دارد یعنی تعلّق دارد گرچه تعلقش تعلّق الهی است.

    1. . مصدر در حال بررسی
    2. الکافي، ج ۳، كِتابُ الجنائِزِ، بابُ الصّبرِ و الجزعِ و الاِستِرجاعِ، ص۲۲۶، ح 14:
      «عن يُونُس بنِ يَعقُوب عن بعضِ أصحابِنا قال: كان قومٌ أتَوا أبا جَعفرٍ عليهِ السّلامُ فَوافقُوا صَبِيّا لهُ مَرِيضاً فرأوا مِنهُ اِهتِماماً و غمّاً و جعل لا يَقِرُّ قال: فقالُوا و اللّهِ لئِن أصابهُ شيءٌ إِنّا لنَتَخَوَّفُ أن نَرى مِنهُ ما نَكرَهُ قَال: فما لبِثُوا أن سَمِعُوا الصِّياح عَليهِ فإِذا هُو قد خَرَج عَليهِم مُنبسِطَ الوَجهِ فِي غَيرِ الحالِ الّتِي كان عَليها فَقالُوا لهُ: جَعلنا اللّهُ فِداك لَقد كُنّا نَخافُ مِمّا نَرى مِنك أن لَو وقع أن نرى مِنك ما يَغُمُّنا. فقال لهُم: إِنّا لَنُحِبُّ أن نُعافى فِيمَن نُحِبُّ فإِذا جَاءَ أمرُ اللّهِ سَلَّمنا فِيما أحبّ.» ترجمه:
      «یونس بن یعقوب گويد: گروهى بودند که خدمت امام باقر عليه السّلام شرف‌ياب می‌شدند، از قضا آمدن آنها موافق شد با بیماری فرزند امام عليه السّلام و آثار حزن و اندوه بر چهرۀ امام را دیدند و امام از غم و غصۀ آن فرزند قرار و آرامش نداشت راوی گفت که آنها با خود گفتند: به خدا سوگند! مى‌ترسيم كه اگر مصيبتى به او برسد، چيز ناخوشايندى از او مشاهده كنيم. اندك زمانى نگذشت تااينكه صداى گريه و ناله بر آن كودك را شنيدند، ناگاه امام عليه السّلام را ديدند كه با چهرۀ گشاده از اندرون آمد و ديگر اندوهگين نبود.
      از اين ‌رو گفتند: قربانت گرديم! ما می‌ترسیدیم از حالتى‌که در شما مشاهده كرديم كه اگر حادثه‌ای واقع شود عملى از شما سر زند كه ما را محزون و غمگين سازد.
      امام عليه السّلام فرمود: ما دوست داريم به هر كس علاقه‌منديم، در سلامت و عافیت باشد، ولى چون امر قطعى خداوند فرا رسد (و او چيزى براى ما بخواهد) ما تسلیم آن چیزی می‌شویم که خداوند دوست دارد.»