اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

48. غرر في دفع شكوك عن الغاية

جلسه ۱۳۶

5
  • بنابراین اصلاً [همه چیز] در تمام عالم یعنی عالم ماده براساس اتفاق دارد انجام می‌گیرد، ما به‌لحاظ و قیاس به نوعِ این طبیعتِ نوعیه که چنین اقتضائی می‌کند، اسم بعضی از قضایا را اتفاق می‌گذاریم مثلاً برحسب طبیعت نوعیه بچه باید نُه‌ماهه به دنیا بیاید، حالا که سقط می‌شود می‌گوییم که اتفاقاً سقط شد. براساس طبیعت نوعیه فرض کنید که انسان باید هشتاد یا صد سال عمر کند، حالا شخصی بیست‌سالگی سرطان می‌گیرد و می‌میرد، می‌گوییم که اتفاق است یا وقتی ‌که از این‌طرف خیابان می‌آید به آن‌طرف خیابان با ماشین‌ تصادف می‌کند می‌گوییم که اتفاقاً در راه مُرد. درحالی‌که قرار نبود سلسلۀ علل او را به هشتاد یا صدسالگی برساند و در بیست‌سالگی ایست در او پیدا شد، نه‌خیر، قرار بود سلسلۀ علل این شخص او را به چنین قضیه‌ای برساند. او از منزلش بیرون می‌آید دیگری هم از خانه‌اش بیرون می‌آید، او سوار ماشین می‌شود، دیگری هم سوار این می‌شود، هردو باهم در یک ‌نقطه می‌آیند و این‌ کار را انجام می‌دهند و این حادثه را در خارج به‌وجود می‌آورند.

  • اگر بخواهیم دقت کنیم همان‌طوری‌که عرض کردم تمام اجزاء عالم امکان یعنی آنچه که در این عالم مجردات و همین‌طور عالم ماده تحقق [پیدا] می‌کنند همه براساس سلسلۀ عللی است که آن سلسله دست‌به‌دست هم می‌دهند و یک قضیه را به‌وجود می‌آورند. اصلاً اتفاقی در کار نخواهد بود و اتفاق به این معنایی که ما می‌گوییم در کار است؛ اتفاق به این معنا که این علل همه با همدیگر در یک راستا عمل می‌کنند، نه‌اینکه او برای خودش کار کند و این‌هم برای خودش کار کند و یک‌دفعه به‌هم برسند. نه‌خیر، همان‌طوری‌که مشیت تعلّق می‌گیرد که آن علت آنجا بیاید همین‌طور همین مشیت این را اینجا می‌‌آورد. همان‌طور که در یک دستتان یک ماشین است و در یک دستتان ماشین دیگر است بعد این ماشین‌ها را می‌آورید می‌آورید یک‌دفعه به همدیگر می‌زنید، الآن نمی‌توانید بگویید که این علت جدا رفت و آن علت هم برای خودش رفت اما اتفاقاً در یک ‌نقطه به همدیگر کوبیدند و یک بدبخت از دنیا رفت! نه‌خیر، آن علتی که روی اختیار و غایت و هدف‌گیری خط سیرش را دارد و معلول ایجاد می‌کند، می‌آید، می‌آید، می‌آید تا اینجا، آن مشیت قادره و قاهرۀ پروردگار و آن هدف‌گیری که در آن علت شده است و آن اختیاری که در تنسیق این امور و تنظیم آن امور هست، بعینه همان اختیار و هدف‌گیری در این علت دارد انجام می‌گیرد، این‌ هم از این‌طرف می‌آورد و هردو را یک‌جوری تطبیق می‌دهد که در یک ‌نقطه به همدیگر برسند و این قضیه انجام بگیرد.