جلسه ۱۳۶
8پس همانطوریکه ما در یک حادثه مثل خوب شدن مریض یا امثالذلک به علل مادی نیاز داریم؛ به دارو و به استراحت نیاز داریم، همینطور در این سلسلۀ علل، نفس مؤمن و دعایی که میکند هم قرار دارد. فرض کنید قرار بر این است که یک موتی برای این بیاید یکدفعه یک مؤمن دعا میکند و این موت را به تأخیر میاندازد، چرا تأخیر میاندازد؟! چون اراده و مشیت پروردگار تعلّق گرفته است که آن مشیت از دریچۀ نفس مؤمن راه خود را عوض کند. شفاعتها و دعاهایی که انسان میکند از این قبیل است، توسلاتی که میکند از این قبیل است و بهطورکلی تمام عالم چه جهات مادی و چه جهات معنوی همه براساس یک سلسلۀ علل و معلولی است که اینها دستبهدست همدیگر میدهند تااینکه حادثهای انجام شود؛ بالأخره این مریض بمیرد یا خوب شود، این دائماً در حال تغییر است. یکدفعه میبینید مریضی دارد میمیرد اما یک علت میآید در مقابل این قرار میگیرد و آن را تغییر میدهد و این مریضی که قرار است بمیرد شروع به خوب شدن میکند. یااینکه اصلاً واقعاً میمیرد و روح میرود ولی دوباره آن روح بهواسطۀ توسل برمیگردد. ما خیلی از موارد دیدهایم که واقعاً شخص مرده است و قلب ایستاده است و به قول امروزیها ایست قلبی پیدا شده است! این بالا رفته است و خبر هم میدهد که به کجاها رسیدم و فلان اما دوباره برمیگردد. من خودم سراغ دارم ـ البته الآن بنده خدا فوت کرده است ـ که حتی واقعاً برایش مرگ پیدا شد، پنجتن علیهمالسّلام را دید و عزرائیل را دید و بالا رفت و حساب و کتاب و از سؤالاتی که از او میپرسیدند همۀ اینها برایش پیدا شده بود بعد یکمرتبه ـ نمیدانم قضیه چه شده بود ـ دوباره روی همان تخت بیمارستان برگشته بود. این قضیه برای این انتشارات اسلامیه هست مرحوم آسید محمد کتابچی.

