جلسه ۱۳۷
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
دو بحث در اینجا هست؛ یکی بحث علت صوری و یکی هم بحث علت مادی. اصلاً علت صوری و ماده خیلی مطلبی ندارند، بله مسئلهای که در اینجا هست راجع به این قضیه است که صورت یک شیء عبارت است از فعلیت آن شیء که ما بهواسطۀ آن فعلیت میتوانیم به این هویت اشاره کنیم؛ تا یک شیء دارای صورت نباشد قابل اشاره به او نیست و قابل تعقل هم نیست.
البته در مورد ماده و عالم اجسام صورت شیء به صورت آن جسمیت شیئی گفته میشود که حامل قوهای است و به عبارت دیگر هیولای برای فعلیت است مانند قطنیت که صورت برای پنبه است، ماهیت پنبه است یا حجریت که صورت برای مادۀ حجر است، مائیت صورت برای مادۀ آب است و بهطورکلی تمام عناصر دارای صورتی هستند که از انضمام اینها دوباره صورت دیگری پیدا میشود و تا صورت شیء نباشد آن ماده قابل اشاره و قابل تعقل نیست، اگر بخواهد تعقل شود یک تعقل اجمالی است.
بنابراین حقیقت یک شیء را آن صورتش تشکیل میدهد؛ الآن که ما به زید «زید» میگوییم و به عمرو «عمرو» میگوییم در ماده بودن باهم اختلاف ندارند، عمده این است که صورت آنها با هم تفاوت دارد یعنی همین از نظر ظاهر و همین شکل ظاهری باعث میشود که بین زید و عمرو اختلاف باشد، به این صورت عرضی میگویند، نه صورت جوهری. صورت جوهری در هردو یکی است، این شخص گوشت و پوست و استخوان است او هم همینطور که صورت جوهری آنها است اما از نظر صورت عرضی و به عبارت دیگر صورت شکلیۀ آنها تفاوت دارند بهطوریکه اگر شما نقاب عمرو را روی زید بگذارید خیال میکنید که او عمرو است و بالعکس.
همینطور ذات اشیاء هم صورت جوهری دارند که آن صورت جوهری باعث اختلاف در جوهریت اشیاء میشود؛ منبابمثال صورت جوهری سیب بهطورکلی با صورت جوهری انگور تفاوت دارد و همینطور با صورت جوهری گلابی. آن صورت جوهری است که باعث میشود گلابی از سیب امتیاز داده شود و دارای خصوصیات متفاوتی باشد. بنابراین آنچه که حقیقت و واقعیت یک شیء است مادۀ او نیست چون ماده بین همه مشترک است بلکه شکلگیری جوهری ماده است که این ماده به چه شکلی جوهرگیری و جوهربندی شده و تجوهر ذاتی پیدا کرده است آن مهم است اما شما بخواهید عوارض را دخالت قرار دهید این عوارض دلیل نمیشود.

