اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳۹

0
منظومه
منظومه

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۳۹

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

  •  

  • غررٌ فی أحکامِ مشترکةِ بینَ العلةِ و المعلولِ:

  • شرائطَ التأثیرِ ما یَجمَعُ یَجِب***معلولُه دونَ المُعِدّ اعرِفْ تُصِب
  • مصدرُ ذاکَ لَیسَ مصدراً لِذا***معنیً فَکُلٌّ اقتَضـیٰ ما بِحِذا
  • فَاتَّحدَ المعلول حیثُ اتَّحَدَت***کذاکَ فی وَحدتِهِ قَد تَبِعَت1
  • مرحوم حاجی در این مبحث چند مطلب را که بین علت و معلول مشترک است بیان می‌کنند.

  • برابر بودن وجوب با وجود

  • یکی این است که درصورتی‌که شرایط و اسباب تأثیر در علت تمام شود حتماً معلول باید وجود پیدا کند. ما از این نکته به این مسئله می‌رسیم که وجوب با وجود برابر است یعنی هر معلولی برای وجود خودش نیاز دارد به اینکه علت، جمیع انحاء عدمِ معلول را سد کند و آن طرق را ببندد و فقط یک راه باز باشد که همان راه منحصر به انتخاب معلول و به ایجاد معلول باشد.

  • مطلب بدیهی است به اینکه اگر شیئی بخواهد وجود پیدا کند یا حادثه‌‌ای بخواهد وجود پیدا کند، نمی‌شود که این حادثه خودش را از سایر حوادث این عالم جدا و منفک به‌حساب بیاورد و برای خودش پروندۀ جدایی غیر از آن پرونده‌هایی که برای حوادث دیگر درست شده‌اند باز کند؛ اگر این لیوان بخواهد از اینجا برداشته شود و در آنجا گذاشته شود محرکی را لازم دارد پس محرکی باید در این اتاق بیاید، آن محرک حتماً باید بیاید و اگر نیاید این لیوان هم از جای خودش تکان نمی‌خورد، لیوان روی هوا بلند نمی‌شود. خود آن محرک برای آمدن به یک سلسله اموری احتیاج دارد که قبلاً بوده است که قطعاً آن امور در وجود این محرک دخالت داشته‌اند. اگر قرار بر این باشد که من این لیوان آب را بردارم پس باید وجود داشته باشم، من باید در این اتاق حضور داشته باشم، وجود من در این اتاق و حضورم لازم می‌گیرد که آمده باشم، عللی باید دست‌‌به‌‌دست هم بدهند تا مرا به اینجا بیاورند و اصلاً به‌‌طورکلی اصل وجود من باید محرز شده باشد و سلسله عللی باید قبلاً من را موجود کرده باشند و هَلُمَّ جَرَّا تا این لیوان از جای خودش حرکت کند.

    1. منظومه، ج 2، ص 445.