جلسه ۱۳۹
5حالا مطلب در ناحیۀ معلول تا حدودی روشنتر است بهجهت اینکه معنا ندارد بگوییم که معلول از دوتا علت بهوجود میآید یعنی دوتا علت دستبهدست هم میدهند و یک معلول را بهوجود میآورند این عقلاً محال است بهجهت اینکه گفتیم: معلول عبارت از تمامیت شرایط وجود است، وقتی که شرایط وجود تمام شد دیگر معلول هم خواهینخواهی هست پس یک شرایط وجود دیگری باید برای معلول دیگری وجود پیدا کند؛ اگر این وجود دارد پس آن این وسط دارد چهکار میکند؟! آنوقت در اینجا مناقشاتی کردهاند؛ فرض کنید اگر دوتا ضربه یا دوتا تیر به شخصی بخورد و هرکدام از اینها کاری باشد دیگر در اینصورت میبینیم که با دوتا علت یک موت انجام میگیرد پس در اینجا معلول از دوتا علت بهوجود آمده است. درحالیکه اینطور نیست بلکه موت امر واحد است ولی ازبین رفتن و ازبین بردن عضو در اینجا واسطه است وقتی دوتا تیر وارد قلب یک نفر میشوند هردو این قلب را ازبین میبرند؛ این یک تأثیر ایجاد میکند و آن تأثیر دیگر، تأثیر این با تأثیر آن، دوتا است. میدانیم این، اینطرف قلب را ازبین برده است و آن، آنطرف قلب را ا بین برده است ولی هردو دوتا موت بهوجود نمیآورند. هردو یک قلب را ازبین میبرند بعد یک معلول بر این مترتّب میشود که آن معلول موت است یعنی تخریب و اضمحلال قلب مستند به دو تیر است، این را قبول داریم. یکی آمده این را تخریب کرده است و آنهم آمده این را تخریب کرده است این دوتا تیر وقتی که میآیند به یک عضله میخورند نتیجهشان تخریب است منتها این در حد خودش، آنهم در حد خودش، گرچه اگر یکی از اینها نبود، دیگری برای از کار افتادن کافی بود ولی آن از کار افتادن، معلول واحد است نهاینکه تخریب، معلول واحد باشد.
شما ممکن است به یک عضله پنجتا تیر را هم وارد کنید ولی هرکدام از این پنجتا یک کار را انجام میدهند. این تیری که الآن به اینجا خورده است با آن تیری که به آنجا خورده است دوتا است و این با آن که به جای دیگر خورده است دوتا است هرکدام از اینها میآیند و اثر خودشان را میگذارند وقتی اثر خودشان را گذاشتند آنچه که مترتّب میشود این است که معلول واحد بهوجود میآید بنابراین ما در اینجا دوتا معلول نداریم. شکافی که در این عضله وارد شده است معلول برای این تیر است؛ این شکاف چندتا است، این ضربه و جُور چندتا است، چه کسی گفته است که یکی است؟! نه، سهتا است چهارتا است مثل شخصی که یک چاقو هم به قلب بزند هم به ریه بزند هم به کبد بزند و هم به روده بزند و هم در سر بزند بعد بگوییم که هرکدام از این ضربهها باعث میشوند که یک مرگ بهوجود بیاید پس پنجتا علت باعث یک معلول شدهاند. نه، پنجتا علت تأثیر خودشان را در همان موضع گذاشتهاند و کار اینها تخریب است و وقتی که تخریب انجام شد درنتیجه مرگ که یک معلول واحد است خواهینخواهی انجام خواهد شد، نهاینکه الآن چاقو باعث مرگ شده است، اینطور نیست بلکه کاری که این چاقو کرده است این است که وارد عضله شده است. این علت است و آن هم معلولش که معلول واحد است. کاری که الآن این تیر کرده است این است که وارد مغز شده است؛ این علت است و معلولش هم معلول واحد است که همان فرورفتن در مغز است و آن فرورفتن در کبد یا در روده یا در جای دیگر است.

