جلسه ۱۴۱
6دلیل سوم ایشان دلیل وسط و طرف است؛ دلیل وسط و طرف همین است که ابنسینا دارند و ظاهراً مرحوم علاّمه ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ هم در بدایه آوردهاند، حالا نگاه کنید. بهطورکلی ادّلۀ ابنسینا از نقطهنظر برهان از ملاّصدرا قویتر است گرچه فلسفۀ صدرالمتألّهین پیشرفتهتر است ولی از نقطهنظر برهان ابنسینا خیلی محکمتر مسئله را چیز [بیان] میکرد چون ذهنش یک ذهن خشک مشائی بود لذا از این نظر حدود و ثغور را در پیاده کردن برهان در عالم طبع خیلی بیشتر رعایت میکرد اما صدرالمتألّهین اگر کمی یک جای قضیه میلنگید بهحساب اشراق و بهحساب باطن و اینها میگذاشت و رد میشد. نظر مرحوم علاّمه هم همین بود که در استدلال قویتر جلو میآمد و خیلیخیلی پافشاری میکرد که همۀ حدود و ثغور را ببندد.
دلیل دیگری که ایشان آوردهاند و من خیال میکنم که علاّمه در بدایه هم آورده باشند دلیل وسط و طرف است؛ یعنی ما در هر سلسلۀ علّیت دو چیز داریم؛ یکی معلول و یکی علت؛ معلول برای قبلی و علت برای بعدی.
ما از همین که معلول برای قبلی است و علت برای بعدی، سه چیز بیرون میآوریم:
شیء اوّل معلول است و علت نیست همانطور که ما در اینجا عرض کردیم.
شیء دوم که علت است و معلول نیست.
شیء سوم هم علت است و هم معلول است. اگر قرار باشد در سلسلۀ خودمان در ناحیۀ معلول به حدّی نرسیم ـ چون معلول آن است که علت نباشد ـ [یعنی] اگر بتوانیم فرض کنیم که شیئی معلول باشد و علت نباشد باید فرض کنیم شیئی را که علت باشد و معلول نباشد چون معلول و علت دو جنبۀ متضایفین دارند یعنی صحت انتساب جنبۀ معلولیت به یک شیء اقتضا میکند که ما بتوانیم به آن جنبۀ علّیت بدهیم چون اینها دو نقطۀ مقابل هم هستند. آن استعداد محض است و آن فعلیت محض است یک شیء هم این وسط داریم که هم استعداد است و هم فعلیت و آن چیزی است که هم علت و هم معلول است. پس یک طرف قضیۀ ما معلول است و علت نیست طرف دیگر قضیۀ ما علت است و معلول نیست، طرف دیگر هم علت است و هم معلول است.

