جلسه ۱۴۱
8تلمیذ: یعنی واجب باشد.
استاد: واجب باشد و دیگر نیاز نداشته باشد. چون از خود علّیت تأثیر تام درمیآید. تأثیر تام درمیآید یا ناقص؟! تام. آیا تأثیر تام میتواند تأثیری بدون فعلیت تامه در او باشد یعنی این در مرحلۀ وجود خودش قبل از اینکه تام شود آیا میتواند تأثیر تام در معلول بگذارد؟! نمیشود. ما میگوییم که این علت است و تأثیر تام بر این گذاشت ولی این کمی را از قبل گرفته است و قبل باعث شده است که این تام شود و بتواند تأثیر بگذارد. میگوییم که اشکال ندارد، سراغ قبلی میرویم و میگوییم که آیا تأثیر و فعلیت شما تام است؟ میگوید: نه، من از قبلی گرفتم. میگوییم که پس بالأخره یا باید در علّیت خودمان تشکیک کنیم که علّیت اینطور نیست که فعلیت، فعلیت تامه باشد یا اگر علّیت فعلیت تامه نیست باید به یک نقطه برسیم کوتاه هم باشد.
تلمیذ: و این همان بیانی است که میگوید تمام سلسلات همه ممکنات است و باید به ممکنات برسند.
استاد: بله همین است. عبارت اخرای همان است. آنوقت ما این مسئله را از اینجا درمیآوریم یعنی ایشان شرح ندادهاند. خیال میکنم که مرحوم علاّمه هم به این کیفیت بیان کرده است. من بدایه را نگاه نکردم ولی آن موقع که ـ ده دوازده سال قبل ـ مشهد بدایه میگفتیم اینطور درنظرم هست که ایشان از بین ادّله این یکی را اختیار کردهاند و این خیلی دلیل محکمی است.
دلیل حیثیات را خود ملاّصدرا هم خیلی قبول نکرده است دلیل تطبیق هم همان اشکالی دارد که خدمتتان عرض کردم. اینها دیگر کم و زیاد دارد و از این نظر دیگر خیال میکنم که إنشاءالله تتمۀ این را هم جلسۀ بعد بخوانیم.
أللهم صل علی محمد و آل محمد

