جلسه ۱۴۲
10و السیدُ الداماد ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ فی القَبَساتِ لَم یَکتَف بِکونِ الحکم حدسیاً. 1
سید داماد در اینجا اکتفا نکرده است به اینکه حکم حدسی است.
بلکه دلیلی آورده است که کمی دلیل ایشان محکمتر است. او گفته است که ما اصلاً کاری نداریم به اینکه شما حدس بزنید و یک جایی را برای نامتناهی بودن درنظر بگیرید بلکه ما میگوییم: بالأخره شما لایتناهی را به اجمال تصور میکنید یا نمیکنید؟! لازم نیست به تفصیل تصور کنید تا اشکال پیدا شود که ما که لایتناهی را تصور نکردهایم تا شما این حکم را به همه به تفصیل تسرّی بدهید. میگوییم: همان به اجمال هم کفایت میکند؛ همان حکم اجمالی، همینقدر که مجملاً لایتناهی را در ذهن بیاوریم کفایت میکند برای اینکه علم به بطلان داشته باشیم.
فقال و القانونُ الضابطُ أنَّ الحکمَ المُستَوعبَ الشمولی لِکلِ واحدٍ واحدٌ إذا صَحَّ علی جَمیعِ تَقادیرِ الوُجود لِکلٍّ مِنَ الآحادِ مُطلقاً مُنفرداً کَان عَن غَیرِهِ أو مَلحوظاً علی الإجتماعِ کَان یَنسَحِبُ ذِیلُهُ علی المجموعِ الجُملی أیضاً مِن غیرِ اِمتراءٍ و إنْ اِختُصَّ بِکُلِ واحدٍ واحدٍ بِشرطِ الإنفرادِ کَانَ حُکمُ الجملةِ غیرَ حُکمِ الآحاد انتَهیٰ.2
«[سید میرداماد] گفته است: قانون کلی این است که حکمی که مستوعب و شمولی است برای هرکدام از واحدواحد از این قطعات از این سلسلۀ علّیت و معلولیت، وقتی که بر همۀ تقادیر وجود از آحاد صحیح باشد مطلقاً، چه منفرداً تصور کنید یا مجتمعاً تصور کنید ذیل و نتیجهاش شامل کل اینها میشود». یعنی وقتی حکمی که برای تکتک باشد یعنی حکمی که شما بتوانید برای تکتک این سلسله بیاورید که همان حصر بین حاصرین است، ـ چه تنهایی یا به ضمیمۀ اجتماعش با دیگری ـ پس شما این حکم را برای همه میتوانید بیاورید چون تمام اینها به ضمیمۀ اجتماع با غیر هستند پس اگر شما گفتید که ما دست روی هر تکه از این تکههای لایتناهی از این سلسلۀ علّیت گذاشتیم و گفتیم که آن محصور بین حاصرین قبل و بعد خودش هست چه تنهایی و چه به ضمیمۀ دیگر یعنی با ملاحظۀ بالاتر خودش، پس این حکم حصر بین حاصرین بر تمام این سلسلۀ علّیت میآید و دیگر لازم نیست که به تفصیل این امر غیرمتناهی را به ذهن بیاوریم و تصور کنیم. «و اگر شرط انفراد به هر واحدی اختصاص داشته باشد حکم جمله با حکم آحاد فرق میکند»؛ یک وقت شما حکم را بر روی تکتک میبرید مثلاً «کُل نُقطةٍ من هذه النقطة دُونَ الذراع» این حکم اختصاص به یک تکه دارد و شما نمیتوانید این را به تمام تسرّی بدهید و بگویید که از اینجا تا اینجا ده سانت است پس تمام این فرش ده سانت است! بلکه این ده سانت اختصاص به آحاد این سلسلۀ طولیه دارد، اما اگر گفتید که هرکدام از این دو نقطه از سه متر کمتر است، ده سانت از سه متر کمتر است پس این فرش از سه متر کمتر است، در اینصورت درست است. چرا؟ چون حکمی که از اوّل کردید به شرط انفراد نبود؛ هم انفراد را شامل میشد هم اجتماع را شامل میشد پس این حکم شما قابل تسرّی برای همه خواهد بود و ما میتوانیم بر تمام سلسلۀ غیرمتناهی حصر بین حاصرین را حکم کنیم. حصر بین حاصرین یک حکمی است که هم به هر دو نقطه به شرط انفراد صادق است و هم بین دو نقطه به شرط اجتماع صادق است یعنی شما آن را به ضمیمه جزء دیگر تصور کنید و دیگری را به ضمیمۀ جزء دیگر تصور کنید تمام اینها حصر بین حاصر میآید به دلیل اینکه از این نقطه تا این نقطه محصور بین حاصرین است، از این نقطه تا این نقطه هم محصور بین حاصرین است، از این نقطه تا یک فرسخ هم محصور بین حاصرین است عنوان حصر بین حاصرین یک عنوان قابل تسرّی برای همۀ سلسلۀ طولیه است.
- . منظومه، ج 2، ص 452 و 453.
- . منظومه، ج 2، ص 452 و 453.

