اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۴۲

13
  • و مِن دَلیلِ تَرتُّبِ و هُو أنَّ کُلَ سِلسِلةٍ مِن عللٍ و معلولاتٍ مُترتِّبةٌ تَقتَضی أنْ یَکونَ بِحیث إذا فُرَضَ انتفاءَ وَاحدٍ منها استُوجِب انتفاءُ ما بَعده. فِإذَن کُلّ سِلسِلةٍ استُوعبتها المعلولیةُ عَلی التَّرتیبِ یَجب أنْ یَکونَ فیها علةٌ أولیٰ لَولاها لَانْتَفَت جملةُ مراتبِ السِّلسلةِ لِأنَّ هذا خاصیةُ المعلولیةِ و المعلولیةُ مُستَوعِبةٌ إیَّاها.1

  • «دلیل دیگر دلیل ترتب است». ترتب چیست؟! «هرکدام از سلسلۀ علت و معلولات [بر هم] مترتّب هستند به حیثی که اگر یکی را از این سلسله بردارید بقیه‌اش رفته است» به حلقه‌های زنجیر نگاه کنید؛ اگر یکی از این حلقه‌ها را بردارید از این حلقه به بعد مرخص است. وقتی اشخاص در یک ستون راه می‌روند ... می‌گویند که [در میدان جنگ این‌طور است] شما میدان جنگ رفته‌اید؟! ما نرفتیم. می‌گویند: اینها خودشان را به‌هم می‌بندند و ... اگر این وسط طناب یکی پاره شود آن جلویی‌ها رفته‌اند ولی آن عقبی‌ها دیگر قطع شده‌اند مثل قطار [نیست] که اگر یکی از واگن‌ها چیز [خراب] شود لوکوموتیو بقیه را می‌کشد اما آنها می‌مانند. «پس هر سلسله‌ای که معلولیت او را فرا گرفته است باید یک علت اوّلی داشته باشد که اگر او نباشد تمام مراتب سلسله همه ازبین می‌روند. خاصیت معلولیت این است و معلولیت مستوعب است و تمام اینها را گرفته است» پس ما باید به علتی برسیم که اگر او نباشد تمام اینها هم نباشند این لازمه‌اش است این‌هم یک دلیل بود.

  • و مِن دَلیلِ تضایفٍ و هُو أنَّه لَو تَسَلسَلَت العللُ و المعلولاتُ إلی غیرِ النهایةِ لَزِمَ زیادةُ عَددِ المَعلولِ عَلی عَدَدِ العلةِ. و هُو باطلٌ، ضَرورةَ تکافُؤِ العلیةِ و المعلولیةِ. بیانُ اللزوم أنَّ کُلَ عِلةٍ فی السلسلةِ فهی معلولةٌ عَلی ما هو المَفروضُ و لَیسَ کُلُّ مَا هُو معلولٌ فیها فَهو عِلةٌ کَالمعلولِ الأخیرِ.2

  • «دلیل دیگر تضایف است که اگر علل و معلولات به‌ غیر نهایت برسند زیادی عدد معلول بر عدد علت لازم می‌آید». اینها همه تقریباً یک قِسم هستند؛ غیر از آن وسطی که دلیل وسط و طرف بود که اصلاً سِنخه‌اش فرق می‌کرد بقیه همه در یک سنخه هستند. «این باطل است، باید علّیت و معلولیت باهم تکافی باشند. بیان لزوم این است که اگر بر هر علتی در سلسله دست بگذارید خودش معلول برای قبلی است هر چیزی که معلول است دیگر علت نیست مثل معلول اخیر» پس دیگر تضایف در اینجا نیست شما می‌گویید که هر معلولی یک علتی می‌خواهد، درحالی‌که در اینجا خود این معلول، علت نیست پس این اضافه هست.

    1. منظومه، ج 2، ص 454.
    2. منظومه، ج 2، ص 455.