جلسه ۱۴۲
2أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
... یک دلیل دیگری را که آنالیزش میکنند و اسمش را دلیل اسدَّ اخصر گذاشتهاند که این خیلی محکم و پرمحتوا است.
توضیح دلیل اسدّ اخصر
و مِن مُسمی بالأسدِ الأخصِـر *** و غیرِها فَاعرف بِها تَستَبصـر1 و آن این است که اگر سلسله در قضیۀ علّیت سلسلۀ غیرمتناهی باشند اینها حکم آحادی را دارد که هر واحدی را شما تصور میکنید باید قبل از آن یک عدد دیگری باشد مثلاً قبل از عدد پنج باید عدد چهار باشد تااینکه به یک منتهی شود وقتی که به یک منتهی شد دیگر قبلش چیزی نیست اما اگر سلسلۀ اعداد بینهایت باشند هرکدام از این اعدادی که در این سلسله هستند باید قبلشان حتماً عددی وجود داشته باشد. پس ما همانطوریکه نیاز داریم به اینکه قبل از هر عددی یک عدد وجود داشته باشد بنابراین باید بعد از هر عددی هم یک عدد وجود داشته باشد بهجهت اینکه اگر یکی از اینها را بخواهیم درنظر بگیریم ما فرض کردیم که قبل از این، باید یکی باشد و وقتی سلسله سلسلۀ غیرمتناهی است پس بعد از اینهم باید یکی باشد و بعد از آنهم باید قبلی باشد بنابراین هیچوقت نباید به یک معلول تنها برسیم درحالیکه فرض این است که بگوییم: بعد از معلول دیگر معلولی وجود ندارد که همین معلول اخیر [هست].
اینهم دلیل دیگری بود که فارابی ذکر کردهاند و ایشان به این کیفیت بحث بطلان تسلسل را خاتمه میدهند. چون مطلب روشن است و بحث مفصلتر را هرکدام از اینها چیز [بیان] کردهاند بهنظر ضروری نمیرسد ما فقط از روی متن میخوانیم و بحث علّیت را تمام میکنیم و راجع به خود علّیت بحث میکنیم که مسئلۀ «الواحدُ لا یَصُدُر إلاّ عنه الواحد» مطرح میشود.
کذا تسلسلٌ فی العلیةِ و المعلولیة:
یُبطِلُهُ ما فِی المُطوَّلات مِنَ الکُتُبِ العقلیةِ مِن نَحوِ دلیلِ تطبیقٍ.
و هُو أنَّه لَو وُجِدَت سِلسِلةٌ غیرُ مُتناهیةٍ نَنقُصُ مِن طَرَفِهَا المُتناهی شَیئاً فَیَحصُلُ جُملَتان إحداهُما تَبتَدِیءُ مِنَ المَفروضِ جُزءاً أخیراً و الأخریٰ مما قَبلَه. ثمَّ نُطبِقُ بَینهما.2
- . منظومه، ج 2، ص 445.
- . منظومه، ج 2، ص 450.

