اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۲

0
منظومه
منظومه

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۴۲

3
  • همین‌طور مثل دور «تسلسل در علیت و معلولیت است و ادّله‌ای که تسلسل را باطل می‌کنند یکی دلیل تطبیق است». دلیل تطبیق چیست؟ «اگر سلسلۀ غیرمتناهی در علّیت باشد ما یک شیء را از طرف متناهی کم می‌کنیم» یعنی معلول را از این آخر برمی‌داریم «پس برای ما در اینجا دو خط پیدا می‌شود» یعنی دو خط می‌شود که در اینجا تصور بشود؛ «یکی از آن دو جمله ـ دو خط ـ این است که ابتدا می‌شود از مفروضی که ما جزء اخیر فرض کردیم و جمله و خط دوم از ما قبلش» نه از جزء اخیر یعنی فرض می‌کنیم که یک ‌تکه از این سلسلۀ غیرمتناهی را برداشتیم که جزء اخیر است وقتی‌ که برداشتیم پس این سلسلۀ غیرمتناهی بدون جزء اخیر ماند. حالا این را کنار قبلی قرار می‌دهیم ـ قبل از اینکه برداریم ـ پس این از این اضافه دارد به همان جزء اخیر که علّیت باشد، البته این، هم در علّیت است و هم‌ در غیر علّیت است که در بحث تناهی ابعاد هم می‌آید.

  • پس دوتا جمله در اینجا پیدا می‌شود بعد «بین این دوتا تطبیق می‌اندازیم و این‌ دوتا را برابر می‌کنیم».

  • فإنْ وَقَعَ بإزاءِ کُلّ جُزءٍ مِن التامَّةِ جزءٌ مِنَ الناقصةِ لَزِمَ تَساوی الکلِّ و الجزءِ و إن لَم یَقَعْ فَیکونُ جزءاً مِنَ التامَّة لَا یَکونَ بِإزائِه جُزءاً مِنَ الناقصة. فَتَنقَطِعُ النَاقصةُ و التَامَّةُ لا تَزیدُ عَلیها إلاّ بِمُتناهٍ فَیَلزَمُ تَناهِیها أیضاً. ضَرورةَ أنَّ الزَّائِدَ عَلی المُتناهی بِالمُتناهیِّ مُتَناهٌ.1

  • «اگر به إزای هر جزء از آن خط تام و جملۀ تام جزئی از ناقصه واقع شد، این باطل است و تساوی کل و جزء لازم می‌آید» که کل و جزء باهم مساوی باشند و همین‌طور تساوی تام و ناقص درحالی‌که باطل است. «اگر به‌ إزای هرکدام [جزء ناقصه] واقع نشود پس دیگر جزئی از تامه به إزاء جزئی از ناقصه نیست. حالا که نشد «ناقصه قطع می‌شود و تامه دیگر بر ناقصه زائد نیست مگر به یک امر متناهی که همان معلول باشد پس تناهی آن تامه پیدا می‌شود. چرا؟ چون ظاهر است که زائد بر متناهی به یک امر متناهی خودش هم متناهی است» وقتی‌ که یک امر نامتناهی زائد شد همین‌که شما می‌گویید: زائد شد یعنی متناهی شد چون در نامتناهی دیگر زیادی و کم معنا ندارد نامتناهی یعنی اطلاق، نامتناهی یعنی بدون حد بودن درحالی‌که شما می‌گویید: این نامتناهی ما نسبت به آن یکی زیادتر است به‌خاطر اینکه ما یک علت از آن کم کردیم پس این خودش متناهی است و همان‌طوری‌که عرض کردم به بیان جلسۀ قبل آنچه که از مقصد نامتناهی است از مبدأ هم باید متناهی باشد. در واقع اگر مبدأ را علت بگیریم و مقصد را معلول بگیریم از مبدأ نامتناهی می‌شود اما اگر از ناحیۀ خودمان نگاه کنیم یعنی ناحیۀ خودمان را مبدأ فرض می‌کنیم و مقصد هم آن نامتناهی بودن است. هرچه که از مقصد نامتناهی هست باید از این‌طرف هم نامتناهی باشد به‌جهت اینکه همان ملاکی که باعث تصحیح نامتناهی بودن مقصد هست همان ملاک باید از این‌طرف هم وجود داشته باشد یعنی وقتی‌ که ملاک ما این باشد که بشود جمله‌ای را فرض کرد که حدّ یقفی نداشته باشد خب این حدّ یقفی نداشتن باید از این‌طرف هم باشد یعنی از ناحیۀ معلول هم نباید حدّ یقفی داشته باشد درحالی‌که خودمان داریم می‌بینیم که الآن در ناحیۀ معلول حدّ یقف دارد و معلول به اینجا ختم شده است. این را دلیل تطبیق می‌گویند.

    1. منظومه، ج 2، ص 450 و 451.