جلسه ۱۴۲
6تلمیذ: مثل قیام.
استاد: بله خود قیام، قیام غیر از یک وصف و وضعی که در قائم پیدا بشود چیز دیگری نیست. حالا در مورد قیام و قعود و اینها خود خصوصیت تغییر پیدا میکند یعنی درست است که قیام یک وصف قائم به ذات است ولی بالأخره اتصاف آن قائم به این وصف و وضع، غیر از اتصاف آن ذات است به یک وضع دیگر. مثلاً وقتی که الآن شما بهطور مربع نشستهاید در یک وضعی هستید که در حال قیام چنین وضعی را ندارید ولی مکان حتی از این هم اعتباریتر است بهجهت اینکه مکان اصلاً غیر از خود آن متکوّنی که ما احساس میکنیم اصلاً چیز دیگری نیست؛ هیچِچیز هیچچیزِ هیچچیزی نیست بلکه فقط از ارتباط بین او و شیء دیگر مکان را خارج میکنیم. منبابمثال چون شما الآن در اینجا نشستهاید و در مقابل شما در فاصلۀ یک متری آقای کذا قرار گرفتهاند ما میگوییم که در اینجا نشستهایم و او در آنجا نشسته است و فاصلهای بین ما هست اما اگر فرض کنید که یک نفر اصلاً وجود داشت و هیچ ارتباطی هم بین او و هیچ شیء دیگری وجود نداشت، اصلاً مکانی هم در آنجا انتزاع نمیشد.
بهطورکلی از ارتباط بین دو متکوّن و دو امر مادی هست که ما مکان را انتزاع میکنیم و فاصلۀ بین این دو بیرون میآید و تحیّزش استفاده میشد اما اگر خودش بود و هیچ شیئی در عالم نبود دیگر اصلاً مکانی هم در اینصورت نمیتوانست برای خودش تصور کند. بله، یک وقتی یک شیء تنها هست اما او خودش را به خودش لحاظ میکند یعنی فرض کنید که یک شیء تنها در اینجا است بعد حرکت میکند و جایش را عوض میکند و میگوید که من در اینجا بودم فرض کنید که در یک فضای بیکران، نه در کرۀ خاکی یا کرهای دیگر، در یک فضایی که اصلاً کره ندارد فضایی که ماده در آن نیست هیچچیز هیچچیز هیچچیزی نیست؛ نه اکسیژن هست و نه چیزی، اصلاً هیچ متحیّزی وجود ندارد، یکدفعه خدا در آنجا شیئی را خلق کند و آنهم ثابت در آنجا باشد؛ ثابتِ ثابت باشد و هیچگونه حرکتی نکند آیا میتواند مکان را تصور کند که من در اینجا هستم؟! اینجا یعنی کجا؟! هیچ تصوری نمیتواند بکند.

