جلسه ۱۴۲
9و أمَّا قَولُ صاحب الشَّوارق ـ رَحمة الله علیه ـ ما بَینَ کَذا و کَذا دونَ الذراعِ فَهذا المقدارُ المَفروضُ دونَ الذراع فَالظَّاهِرُ أنَّه سَهوٌ. فإنَّ المفروضَ أنَّه ذراعٌ. فَکیفَ یَکونُ دُونَه.1
و اما قول صاحب شوارق ـ رحمة الله علیه ـ که فرمودند: مابین این نقطه و نقطه دیگر پایینتر از ذراع است، پس این مقداری که فرض شده است که دون از ذراع است، ظاهر این است که این مطلب ایشان سهو است [چون] مفروض این است که ما یک ذراع را درنظر گرفتیم و این ذراع را تکهتکه کردیم و آن حکمی که روی به جزء کردیم بر کل تسرّی دادیم. وقتی که مفروض ما یک ذراع است شما نمیتوانید بگویید که دون ذراع است.
پس شما باید مثال را طوری بگویید که آن حکم واحد قابل تسرّی برای کل هم باشد و ما اینطور میگوییم که بین این نقطه و نقطۀ دیگر، محصور بین حاصرین است وقتی که محصور بین حاصرین شد ما همین حصر بین حاصرین را إلی ما لا نهایة گسترش میدهیم و میگوییم که شما در هر نقطهای [که فرض کنید] از اینجا تا اینجا را فرض کردید محصور بین حاصرین است، از اینجا تا اینجا را فرض کنید محصور بین حاصرین است، از آنجا به بالا را فرض کنید محصور بین حاصرین است پس تا هر جا که شما بروید محصوریت بین حاصرین جاری است بالأخره محصور بین حاصرینی وجود دارد که عرض کردم این دلیل بهتنهایی کفایت نمیکند مگر اینکه بعداً دلیل بیاوریم بر اینکه بگوییم که آن اگر تصحیح بکند حصر بین حاصرین را دلیل مقصد باید تصحیح بشود این عدم حصر بین حاصرین در نقطۀ مبدأ هم باید که بشود جاری گردد بهخاطر اینکه ملاک، ملاک واحد است و ملاک لایتناهی بودن است و لایتناهی بودن فرقی نمیکند که از سلسلۀ علّیت جلو بروید یا از سلسلۀ معلولیت پایین بیایید درحالیکه ما در سلسلۀ معلولیت رسیدیم به یک نقطه و ایستادهایم. این را اگر ضمیمه کنیم این دلیل ممکن است به جایی برسد.
- . منظومه، ج 2، ص 452.

