جلسه ۱۴۳
2أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
مفهوم علیت
یکی از جهاتی که بین دو مفهوم در فلسفه خلط میشود مسئلۀ علّیت و قضیۀ اِعداد است. مفهوم علّیت مفهومی است به معنای مؤثر یک حقیقت و متأثّریت ـ باللازم ـ حقیقت دیگر، این معنای علّیت و معلولیت است.
معنای اِعداد
معنای اِعداد عبارت از آمادگی و تهیّؤ تأثیر یک حقیقت در یک حقیقت دیگر است و به عبارت دیگر ما در اِعداد جنبۀ استعداد و قوه را میبینیم ولی در علّیت جنبۀ فعلیت را میبینیم؛ فعلیتِ تأثیر را میبینیم. وقتی که به عوام نگاه کنیم میبینیم که منظورشان از علّیت همان اِعداد است، میگویند که فلان چیز علت برای چیز دیگر است مثلاً پدر علت برای وجود فرزند است، طبّاخ علت تحقق طعام است، بَنّا علت برای بِنا است و امثالذلک.
اما در فلسفه منظور از علّیت، تأثیر تام و فعلی است که بهواسطۀ آن، متأثّر و حقیقتی متحقق میشود و تحقق این حقیقت به معنای انفکاک نیست بلکه به معنای صدور یک حقیقت از حقیقت دیگری است؛ بنّا که یک بنایی را میسازد آجر را که نمیسازد تیرآهن و خشت را که نمیسازد بلکه آجر و خشت و امثالذلک را که در کنار او وجود دارند، برمیدارد و در کنار هم قرار میدهد این را اِعداد میگویند. علت فاعلی و علت مُعدِّه مثل یک طبّاخ که غذایی را تهیه میکند بُنشَن1 و حبوبات و سبزیجات غذا را که تهیه نمیکند بلکه فقط اینها را در دیگ میریزد و چراغ را روشن میکند. ولی در مسئلۀ علّیت قبل از تحقق معلول چیزی در خارج وجود ندارد تا علت با آن ارتباط برقرار کند بلکه علت عبارت از وجود یک هستی است با شرایطی، درصورتیکه آن شرایط مجتمع شوند یک شیء دیگری از بطن این علت بیرون میآید و از وجود و هویت این علت ظهور پیدا میکند. این را علّیت و معلولیت میگوییم.
- . لغتنامه دهخدا: بنشن، حبوبات مانند نخود، لوبیا، عدس، باقلا و غیره.

