اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۳

0
منظومه
منظومه

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۴۳

3
  • بنابراین دایرۀ علّیت ما از نقطه‌نظر مفهومی خیلی ضیق می‌شود به‌عکس مفهوم اِعداد که دایره‌اش خیلی وسیع است و ما می‌توانیم تمام شرایط و مُعدّات و مقارنات و امثال‌ذلک را در مفهوم اِعداد قرار دهیم.

  • تلمیذ: اینها علت مُعدّه هستند؟

  • استاد: همۀ اینها مُعدّه هستند. نه‌خیر اینها علت نیستند؛ لذا به اینها علت ناقصه یا علل اعدادی می‌گویند ولی اینها علّیت تامه [ندارند] و علت نیستند.

  • بناءًعلیٰ‌هذا علّیتی که در فلسفه مطرح می‌شود منحصر در آن موردی می‌شود که در آن مورد معلولی در خارج وجود ندارد و شرایطی فراهم می‌شود تااینکه آن معلول در خارج تحقق پیدا کند بعد از اینکه آن شرایط فراهم شد؛ آن هنگامی که این معلول می‌خواهد در خارج وجود پیدا کند، علّیت به مرحلۀ تام رسیده است و به ‌عبارت دیگر فعلیّ شده است پس علت ما در‌این‌صورت علت واحده می‌شود و معلولش هم معلول واحد می‌شود.

  • این معنای علّیت است و اگر بخواهیم این قضیه را در مادیات نگاه کنیم می‌بینیم که شرایط مادی برای تحقق یک معلول اِعدادهایی هستند که از اجتماع آنها تأثیر فعلی حاصل می‌شود مثلاً حرکت یک دستگاه یک معلول و پدیدۀ خارجی است حادثه‌ای است؛ این حرکت قبل ‌از اینکه به‌وجود بیاید عدم بود، برای بیرون آمدن از عدم نیازمند به یک وسیله و یک مؤثر است که آن نیاز عبارت از احتیاج تحقق وجود خارجی یک پدیده به ‌غیر از خودش می‌باشد.

  • حالا وقتی ما به شرایط مؤثرۀ در این پدیده نگاه کنیم می‌بینیم که شرایط متعدده‌ای هست مثلاً یکی از آن شرایط، وجود برق است؛ برق یک علتِ مهم ناقصه برای به‌ حرکت درآوردن این چرخ است اما اگر این برق به‌تنهایی وجود داشته باشد و شما این برق را بیاورید و کنار این چرخ بگذارید، می‌بینید که چرخ نمی‌گردد پس معلوم می‌شود «برقِ تنها» علت برای گردش این چرخ نبوده است، باید این برق در یک محیط و سیم‌هایی داخل شود و در این سیم‌ها و این پیچ‌ها و آرمیچرها تولید کهربائیت و آهن‌ربایی کند و شروع به گرداندن اینها کند، وقتی‌ که اینها می‌گردند طبعاً آن چرخ هم گردش پیدا می‌کند؛ الآن این حرکتی که در این برق وجود داشت ـ به عبارت اینها فرکانس ـ موجب حرکت این موتور می‌شود و آن موتور ماشین را به حرکت درمی‌آورد. آن حرکت اوّلیه‌ای که این‌ برق آن حرکت را به‌وجود می‌آورد که حرکت موتور است و اسمش را تبدیل انرژی می‌گذارند؛ آن حرکت، معلول حرکت در این برق است معلول قوه‌ای است که این قوه در برق است، اگر ما برق را یک موجود غیر قابل برای تأثیر بدانیم پس نمی‌شود این حرکت به‌وجود بیاید، در‌این‌صورت بین برق و سایر پدیده‌ها چه فرقی است؟!