جلسه ۱۴۳
7عدم وجود بینونیت در قاعدۀ علّیت و معلولیت
روی این حساب تمام آنچه که در این عالم تحقق دارند صورت و مظهری از علت خودشان هستند که مجردات هستند، آن مجردات هم صورت و مظهری از علل مافوق خودشان هستند بدون اینکه بین اینها بینونیتی حاصل شود چون با قاعدۀ علّیت دوتا میشود و منافات دارد. ما در علّیت و معلولیت بینونیت نداریم، بینونیت و علّیت با قاعدۀ علّیت متناقض است و در مقابل هم هستند، درحالیکه ما گفتیم که اصلاً معلولیت عین علّیت است ولی صورتش عوض میشود و لهذا هرچه که در اینجا هست ظاهری از آن عالم مجردات است. طبق آن قاعدهای که عرض شد خود همین چیزی که مجرد نیست و ماده است آیا میشود برگردد و مجرد شود؟! بله، میشود، چرا نشود؟! یعنی هرچه که در عالم مادون قرار دارد در عین اینکه مظهری از آن علّیت است حامل استعداد ارجاع به اصل خود را دارد که همان جنبۀ علّیت مسئله است. هرچه که در عالم ماده وجود دارد اعمّ از فرش، سینی، پارچ، لیوان، آهن، آجر، زمین و زمان، در عین اینکه مظهر هستند جنبۀ تجرد را درون خود همیشه حمل میکنند و به دوش میکشند، جنبۀ تجرد مسئله و جنبۀ تجرد علّیت خودشان را همیشه با خودشان دارند یعنی این چیزی که خود را به این صورت علّیت درآورده است به این معنا نیست که از خودش جدا کرده است، نه! درعینحال آن جنبۀ تجرد به این کیفیت در او هست، اگر بخواهد، دوباره این صورت عوض میشود و مجرد میشود، دوباره اگر بخواهد صورت را عوض میکند تبدیل به آهن و استیل میکند، دوباره اگر بخواهد همین استیل و آهن به مجرد تبدیل میشود.
تلمیذ: دوباره فاعلش همان است؟!
استاد: همان است دیگر.
تلمیذ: نه اینکه این مفعول شده و فاعل ...
استاد: نه دیگر، همان علت همین کار را انجام میدهد، چون در همان علت جنبۀ فعلیت تمام است همین جنبۀ فعلیت موجب معلولیت این میشود ولی این که موجب معلولیت این میشود [به این معنا نیست که] فعلیت را از دست میدهد چون ما گفتیم که در قانون علّیت همانطوریکه در اصل حدوث به فعلیت تامه علت نیاز داریم در بقاء هم نیازمند به فعلیت تامه علت هستیم بنابراین به همان دلیلی که علت توانست خود را به این متنازل کند به همان دلیل هم میتواند این صورت را از خودش بردارد چون در فعلیت تمام است؛ وقتی که علت توانست خودش را تغییر دهد، آیا در مرتبۀ دوم دستش بسته است؟! آیا نمیتواند این صورت را بردارد و به مجرد تبدیل کند؟! چطور؟! درحالیکه فرض کردیم هر تغییری در خودِ ناحیۀ فعلیت است و از جایی دیگر نیاورده است.

