جلسه ۱۴۴
توضیحات:
53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول
جلسه ۱۴۴
7این وجود هم همین است، به هر رنگ و شکلی خودش را درمیآورد، سبز است یکدفعه میگوید که میخواهم سیاه شوم، میخواهم سفید شوم سفید میشود، قرمز شوم قرمز میشود، اینها برای چیست؟ اینها برای خصوصیت این وجود است که این وجود قابلیت و استعداد برای تمام این اَشکال که شما در این عالم میبینید را دارد. بنابراین با این اَشکالی که دارد آیا از آن تجردش بیرون میآید و مادی میشود و ارتباطی بین این و آن نیست؟! نه، همان مجرد است که خودش را به لباس ماده درآورده است یعنی یکی از خصوصیات دیگر وجود این است؛ درعینحال که مجرد است ماده هم هست و درعینحال که ماده است مجرد هم هست یعنی اینطور نیست که ماده آن را از مجرد بودن جدا کرده باشد.
فرض یادمان نرود؛ فرض ما بر این است که وجود یک امر واحدی است که قابل تقسیم نیست، وجود یک امر واحدی است که اشتراک لفظی ندارد، وجود امر واحد مجرد است چون وجود، وجود پروردگار است، در پروردگار هم تقیّد معنا ندارد، ماهیت ندارد، از جای دیگر که نیامده است و ما هم که در خارج ـ بر خلاف برخی از صوفیه که قائل هستند که هرچه در خارج میبینیم سراب است ـ سراب نمیبینیم بلکه واقعیت را میبینیم. ما در خارج واقعیت را میبینیم.
این آب است و آب با سنگ تفاوت پیدا میکند جناب آقایی که حرف اشتباه میزنی و چرتوپرت میگویی! آب، آب است و رفع تشنگی میکند! سنگ، سنگ است اگر به سر تو بخورد خون میآید! درست شد؟! ما در خارج سراب نمیبینیم ما در خارج موجودات مستقلۀ متفاوتةالآثار میبینیم که هرکدام از اینها برای خودشان یک اثری دارند. آیا شما میگویید: آنچه که در خارج هست یک امر واحد است و ما تخیلاً آن را دو میبینیم؟! [اگر اینطور است] بهجای شیر منبابمثال زهرمار بخور! بهجای آب که میخواهی رفع تشنگی کنی قرهقروت بخور! خیال است دیگر، خیال، خیال است دیگر! [میگوید که] نه آقا! در خارج یک امر بیشتر نیست و آن حقیقت وجود است، ما آب را آب میبینیم. [اگر اینطور است] بهجای آن قرهقروت بخور، چرا نمیخوری؟ چرا وقتی که مریض هستی قرص میخوری که خوب شوی؟! بهجای قرص مثلاً سرکه بخور تا همانجا دَمَر بیفتی!

