جلسه ۱۴۴
2أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
... فرقی نمیکند تأثیر یک شیء در شیء دیگر یا همین تأثیر شیئی که اضافۀ اشراقیه است. حالا اگر یک شیء به مرحلۀ تأثیر نرسیده بود و آمادگی برای تأثیر داشت و هنوز تأثیرش فعلیت پیدا نکرده است، ما اسم آن را علّیت نمیگذاریم.
بنزین با آمادگی قابلیت برای احتراق و به حرکت درآوردن موتور را دارد اما این بنزین که الآن داخل این گالن هست الآن این آمادگی را دارد یا نه؟ نه، باید تحت شرایط خاص واقع شود تا برای این آمادگی فعلیت پیدا شود. گالن الآن اینجا است، شما باید این گالن را در باک بریزید بعد در آنجا برق متصل شود و سوئیچ را بزنید و شرایط احتراق و هوا و برق و تمام اینها که آماده شد، آنوقت شرایط برای تأثیر در بنزین به فعلیت میرسد آن موقع ما میگوییم که این بنزین علت برای حرکت است. الآن نیست بلکه الآن فقط آمادگی و استعداد دارد.
بنابراین ما چه برداشتی از مفهوم علّیت داریم؟ علّیت عبارت از فعلیت تأثیری است که در یک شیء است و بهواسطۀ آن فعلیت پدیدهای در یک شیء دیگر پیدا میشود، این را فعلیت تأثیر میگوییم اما از نظر استعداد اینطور نیست و همین علل ناقصه و علل مُعدّه و امثالذلک همه استعداد دارند و اگر ما اینها را علت بنامیم اینها استعداد دارند، نهاینکه به فعلیت رسیدند، به فعلیت رسیدن درصورتی است که شرایط برای علت تمام باشد آنوقت دراینصورت علت هیچ رادع و مانعی برای تأثیر نمیبیند.
بحث در این بود که در مسئلۀ علّیت آنچه را که ما بهدنبالش هستیم این است که آیا علت از یک معلول خارجی انفکاک دارد و بعد با وجود انفکاک در آن معلول خارجی تأثیر میگذارد؟! این را که علت نمیگویند بلکه این را یک نوع فعلوانفعال خارجی مینامند که هیچ دخل و ارتباطی با علّیت ندارد مثلاً زیدی هست و عمرو هم در کنارش هست فرض کنید که این زید ضربهای به این عمرو وارد میکند لذا این ضربهای که الآن به این عمرو وارد میکند باعث نمیشود که ما بگوییم که زید علت وجود عمرو است، عمرو برای خودش جدا است زید هم برای خودش جدا است و اینها ربطی به همدیگر ندارند.

