جلسه ۱۴۴
3صحبت در آن ضربهای است که زید به عمرو وارد میکند، آیا این ضربهای که زید به عمرو وارد میکند این ضربه از زید جدا است یا جدا نیست؟ میبینیم که جدا نیست، آن حرکت دست ملصق به زید است، سیلیای که به صورت عمرو میزند آن سیلی ملصق به زید است، ما ارادۀ زید و حرکت دست زید را معلول برای وجود زید میدانیم؛ وجود و حقیقت زید است که موجب فعل است و بهصورت فعل درمیآید و هیچوقت جدای از زید نیست و حرکت دست زید جدای از زید نیست پس اگر ما معلول را که مضروب واقع شدنِ عمرو است، از علت که ضربِ عمرو است جدا کردیم این کاملاً خطا است. بین مضروب و ضرب هیچگونه تفاوتی نیست مگر به دو انتساب؛ چون از زید صادر شده است میگوییم: «علت»، چون به عمرو واقع شده است میگوییم: «معلول» ولی یک فعل بیشتر در خارج نیست، همان یک فعل است که ظهور اراده و فعل زید را تشکیل میدهد و چیزی غیر از آن نیست.
بناءًعلیٰهذا اگر شما بخواهید هر علت و معلولی را در این عالم درنظر بگیرید هیچکدام از اینها جدای از دیگری نیستند و به عبارة أخریٰ با تکثر انتساب به طرفین، تکثر خارجی علّیت و معلولیت پیدا نمیشود بلکه امر واحد است؛ یک امر است که ظهورات متفاوتی پیدا میکند یک حرکت است که موجب حرکتهای متعددی میشود ولی در واقع همۀ آن حرکتها همان حرکت واحد است. اگر شما سلسلۀ زنجیری در دست بگیرید و بهواسطۀ این سلسلۀ زنجیر حلقههای متفاوتی به هم مربوط باشند، شما یک حلقه را که تکان بدهید هزارتا حلقه تکان میخورد، حرکت هزار حلقه همه حرکت یک حلقه است، نه حرکتهای متوالی و جدای از هم؛ این یک حرکت هزار حرکت است یعنی این یک حرکت همان است که در دومی است همان است که در سومی است همان است که در چهارمی است و هَلُمَّ جَرَّا. صور این حرکت تفاوت پیدا کرده است ولی اصل آن حرکت واحد است.

