اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۴

0
منظومه
منظومه

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۴۴

4
  • روی این‌ حساب یک حقیقت در تمام اینها در حال سریان و جریان است، همان یکی در همۀ این حلقه‌ها گردش می‌کند، نه‌اینکه حرکت‌های مختلفی پیدا می‌شود، بلکه یکی است؛ یک انرژی است که اوّل به این اصابت می‌کند و بعد به دومی اصابت می‌کند و جلوتر می‌رود به سومی و چهارمی اصابت می‌کند تا به هزارمی می‌رسد، هزارتا انرژی نیست بلکه یک انرژی و حرکت است.

  • ما این را سلسلۀ علّیت می‌گوییم. بنابراین آیا در عالم خارج معلول‌های جدای از هم و متفاوتی داریم که هیچ‌کدام به دیگری مربوط نیستند و هرکدام از این معلول‌ها از بطن علت بیرون آمده‌اند و برای خودشان کوس أنا الحقی زده‌اند و جدای از دیگری مستقلاً پا به عرصۀ وجود گذاشته‌اند؟! وقتی‌ که دقت کنیم بنا بر قاعدۀ مسئلۀ اصالت وجود که وجود همۀ اشیاء وجود واحد است و در خود وجود، بساطت به‌نحو مطلق حاکم است و هیچ‌گونه تقیّدی در وجود نیست چون تقیّد در وجود موجب ترکّب ماهوی وجود می‌شود.

  • اصلِ تمام دگرگونی‌ها و اختلافات

  • بنابراین اصلِ برای تمام این دگرگونی‌ها و اختلافات همان وجود منبسط است، آن وجود منبسط فقط وجود پروردگار است، ما از جای دیگر وجود نداریم و وجود، مشترک لفظی با یک امر دیگر نیست بلکه وجود حقیقت واحده‌ای است که عبارت از حقیقت پروردگار است که آن وجود واحد برای تعیّنات خودش علت است یعنی دوباره می‌بینیم که از دایرۀ خودش بیرون نرفته است، حالا وقتی‌ که این وجود می‌خواهد معلولی را به‌وجود بیاورد آیا یک تعیّنی را به‌وجود می‌آورد و از دایرۀ خودش بیرون می‌اندازد یا دوباره در دایرۀ خودش است؟! یعنی مثل یک تکه از درخت می‌ماند که شما شاخه‌ای از درخت را جدا کنید و بعد کنار بیندازید یااینکه مثل این است که شما در قعر اقیانوس هستید و یک مشت از این آب را بگیرید اما دوباره آب در دریا هست؛ وقتی شما در قعر دریا هستید اگر دستتان را زیر آب کنید به‌اندازۀ یک مشت آب در دستتان می‌آید، آیا این آبی که الآن در دستتان هست از اقیانوس جدا است؟! در واقع فرض این است که شما زیر دریا هستید، پس نه! دوباره این آب در تلاطم اقیانوس جزء اقیانوس است. الآن شما یک‌ مقدار از این هوا را به دستتان بگیرید آیا این ‌مقدار هوایی که گرفته‌اید از این هوا جدا شده است؟! نه، دوباره داخل در این هوا هست، نه‌اینکه محدودش کنید، این مثال، وجود وقتی‌ که متعیّن می‌شود آیا از حقیقت خودش جدا می‌شود یااینکه از حقیقت خودش جدا نیست؟! معنای جدا شدن چیست؟ مگر شما نمی‌گویید که وجود منبسط علت برای تعیّنات است؟! آیا در وجود منبسط شکل هست؟! نیست. آیا تعیّن و حد و ماده هست؟! هیچ‌کدام از اینها نیست.